
تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی
تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء میپردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز میشود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع میگردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین میکنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان میدهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیتهای خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک میکند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم میشود.
تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی
14تلمیذ: نه آن احساس برای...
استاد: احسنکم الله! مرسیکم الله! آن احساسى که مىکنید و به آن احساس ترتیب اثر مىدهید آن احساس است که یک فعلیتى در شما ایجاد مىکند و آن فعلیت باعث تمایز بین این و سایر فعلیات مىشود گرچه چشم نمىبیند ولى همین احساس را در صورت ماده و صورت ندارید فرق مىکند در ماده و صورت شما چه احساسى دارید؟! آیا احساس شما با احساس در فرق بین اسفار و ترب یکى است؟! تفاوت مىکند. شما در اسفار و ترب دو فعلیت خارجى مشاهده مىکنید و از این چشم هم براى رسیدن به آن فعلیت کمک مىگیرد. دستتان را هم براى رسیدن اینطورى مىکنید؛ این دست را اینطرف و آنطرف مىکنید که یک وقت ترب نباشد اشتباه بردارم. دارم خواب مىبینم.
تلمیذ: علم ما به صورت بهواسطۀ عوارض است. بدون عوارض ما هیچوقت بهصورت هم علم پیدا نمىکنیم همانطور که ما بدون صورت هم علم به ماده نمىتوانیم پیدا کنیم.
استاد: بله، همین است؛ این عوارض شما را به یک فعلیتى مىرساند که شما اسم آن فعلیت را نوع مىگذارید. همین عوارض شما را به یک فعلیتى مىرساند که آن فعلیت پشت این است و اسم او را ماده مىگذارید و به یک فعلیتى مىرساند که اسم او را صورت مىگذارید. لذا وقتى که شما اسفار را درنظر دارید که مىخواهید بروید کتاب اسفار بخرید چرا بهجاى اینکه در مغازه کتابفروشی بروید در مغازۀ عطارى نمىروید، درحالىکه شما هنوز مادهاى ندیدید؟! آنچه که در ذهن شما باعث میشود شما را در مغازه کتابفروشی ببرد بدون اینکه هنوز مادهاى را ببینید و لمس کنید و بدون اینکه کاغذها و ورقهایش را اینطورى بههم بزنید آن چیست؟ آن ماده نیست بلکه آن صورت است. پس آن صورت یک امر حقیقى است؛ آن در ذهن ما بهعنوان کتاب هست و همان در ذهن ما بهعنوان نخود هست و همان در ذهن ما بهعنوان برنج هست. آن صورتى که در ذهن ما است بعد وقتى که در کتابفروشی مىرویم آن صورت یک مادهاى را هم براى ما کشف مىکند تا این را در دست مىگیریم مىبینیم هان! این ماده است صورت بدون ماده نمىشود. آنچه را که تابهحال بهدنبالش آمدیم جنبۀ ماده بودن نبود فقط جنبۀ صورت بود؛ یعنى صورت اسفار، صورت آن مطالب، صورت آن عبارات، صورت آن جملات و صورت آن کلمات شما را به اینجا آورد ولى آیا وزنش هم شما را به اینجا آورد؟! شما وقتى که داشتید کتابفروشی مىآمدید با خودتان گفتید که یک اسفارى بخرم که 430 گرم وزن داشته باشد؟! نه! آمد و وزن کاغذش کمتر بود، میگویید که بهتر. هیچ در ذهنتان هست بیایم یک اسفارى بخرم که کاغذهایش کلفت باشد و آن مدّنظر است؟! اصلاً نه کاغذ و نه جلد و نه صفحات فلان طور مدّنظرتان است هیچ از اینها مدّنظر نیست و تمام اینها عوارض است. هیچوقت نمىگویید که آن اسفارى را که مىخواهم بخرم در آن خریدن اسفار رنگ سیاه جلد دخالت دارد شما این را نمىتوانید بگویید یا در آن خریدن اسفار رنگ سبز جلد دخالت دارد نه، هیچ تابهحال نشده که یک نفر [رنگ جلد برایش دخالت داشته باشد]! البته بله، براى بعضیها رنگ جلد برایشان دخالت دارد آنها اسفار را طور دیگر مىخرند!
