
تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی
تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء میپردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز میشود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع میگردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین میکنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان میدهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیتهای خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک میکند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم میشود.
تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی
16آنچه که شما دارید بهدنبالش میروید نه رنگ و نه وزن و نه ماده است و ماده را بهعنوان ناچارى در ذهنتان مىآورید حالا اگر این اسفار روى حجر هم بود براى شما فرقى نداشت. قرآن را روى پوست آهو مىنوشتند، خیلى از مسائل را روى کتف و استخوان مىنوشتند. وقتى که در زمان عثمان آمدند و جمعآوری کردند و مىخواستند قرآن را واحد کنند، قرآن را روی پوست نوشته بودند و برداشتند آوردند، روى پشم نوشته بودند و برداشتند آوردند، روى یک استخوان [مثل] استخوان شتر اینها را نوشته بودند و این استخوان را به یک شکلى تراشیده بودند و آیات را روى آن نوشته بودند، بعد اینها را جمع کرده بودند و یک تلّى از این امور متعدده و اشیاء متعدده شده بود که روى اینها قرآن نوشته بودند.
شما ماده بودن را بهعنوان وسیله و مقدمۀ براى صورت درنظر دارید نه بهعنوان اصل و بهعنوان این نظرۀ استقلالیه. آنچه که درنظر شما است آن اسفار بودن است که آن مجرد است خود آن صورت، صورت مجرده میشود ـ البته من نمىخواستم وارد این بحث بشوم ولى حالا در آن مسئلهاى که قرار است بعد از فرمایش مرحوم آخوند آن را مطرح مىکنیم ـ آن صورت است وقتى که در آنجا مىروید و بهدنبال اسفار مىگردید یکمرتبه مىبینید فلانی جلویتان است، آن را برمىدارید [میفهمید که] این وزن دارد تا حالا که بهدنبال وزن و ماده بودنش نبودید حالا مىبینید این رنگ دارد، کم دارد، کیف دارد، وضع دارد، خصوصیاتش اینطوری است، گوشههایش این شکل است، تمام چرم و فلان است اینها را که بعدها مشاهده مىکنید همه ظهورات و عوارضى است که بر آنچه که شما درنظر داشتید عارض شده است آنچه که شما درنظر دارید فقط کتاب اسفار است و فقط کتاب اصول کافى است و فقط مفاتیح است مفاتیح کتابى است که در آن دعا هست، قرآن کتابى است که آیات در آن هست و شما دارید بهدنبال آن صورت مىروید و حرکت مىکنید.
