اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز می‌شود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع می‌گردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین می‌کنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیت‌های خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک می‌کند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم می‌شود.

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

19
  • علىٰ‌کلّ‌حال مسئله منافات ندارد که وجود در عین بساطت خودش به تحوّل و تغیّرى مبتلا بشود که به‌واسطۀ آن تغییر و تحول قابلیت پیدا ‌کند بر اینکه صُوَر مختلفى به خود بگیرد ولى قبل از اینکه آن تغییر و تحول در او پیدا بشود قابلیت نداشت. شما در ذات بارى که نمى‌توانید کم و کیف تصور کنید. در نفس وجود بالصرافه که همان فیض اقدس باشد نمى‌توانید این را بگویید.

  • تلمیذ: ... وجود بسیط با وجود منبسط ...

  • استاد: اسم وجود منبسط آوردید در او تغییر پیدا شد خب حالا که تغییر پیدا شد ما اسم این را هیولاى اوّلى مى‌گذاریم. شما هرچه مى‌خواهید بگذارید؛ ماده، هیولاى اولیه، مادة المواد، جنس و هرچه می‌خواهید بگذارید دیگر در تسمیه اشکال ندارد. همین‌که این وجود از بساطت خودش تغییر پیدا کرد دیگر تمام شد. حالا این یک مراتبى را طى مى‌کند.

  • تلمیذ: این وجودِ منبسط است نه ماهیت‌.

  • فرق وجود منبسط با وجود بسیط

  • استاد: خب این وجودِ منبسط با وجودِ بسیط چه فرقى دارد؟! من به‌دنبال آن فرق هستم‌.

  • تلمیذ: درهرصورت‌ ...

  • استاد: نه! درهرصورت نداریم. این «درهرصورت» مطلب را یک‌قدرى مجمل مى‌کند. خب ما این مقدار را قبول داریم که یک وجودی اول به‌عنوان مبدأ و منشأ بوده که آن وجود بالصرافه بوده است که در آن وجود بالصرافه قید و حد نبوده است این مقدار را قبول داریم. حالا پدیده‌ای انجام شد و حادثه‌اى‌ به وقوع پیوست و قضیه‌اى در خارج انجام شد که الآن آن وجود بالصرافه دیگر آن نیست و یک چیز دیگر است، اسمش را وجود منبسط مى‌گذاریم. آنکه الآن وجود منبسط شد در چه وضعیتى است؟ داراى حدّ است، داراى قید است و یک حدودى دارد پس ماهیت شد، منتها ماهیت مجرده، همین ماهیت مجرده باز یک تغییر دیگر در او پیدا مى‌شود مى‌شود ماهیات...

  • مثل این مواردى که از نفت مى‌گیرند؛ این نفت اول که می‌گیرند یک چیزى مثل قیر سیاه است بعد این را در پالایشگاه مى‌آورند و یک مرتبه این را تصفیه و تقطیر مى‌کنند و بعد یک ماده از او می‌گیرند، باز آن را تقطیر می‌کنند و آن ماده‌اى که به‌دست آوردند حالا فرض کنید مازوت است یا چیز دیگر، باز یک مرتبۀ دیگر تقطیرش مى‌کنند و من‌باب‌مثال از این نفت یا گازوئیل مى‌گیرند و باز همان را یک مرتبه رقیقش مى‌کنند [و چیز دیگری از آن می‌گیرند]، همین‌طور رقیق می‌کنند و اتانش که بالا می‌رود به بنزین تبدیل مى‌کنند و یا حتى نزدیک‌تر از او، بنزینش را هم بنزین سوپر مى‌کنند بعد نزدیک‌تر از او بنزین طیاره مى‌کنند، می‌بینید که مدام این را رقیق مى‌کنند رقیق مى‌کنند و مدام میزان خالصى آن بیشتر مى‌شود و میزان آن مواد اضافى که هست کمتر مى‌شود. هر مرتبه‌ای که به او مى‌خورد یک مرتبۀ وجودى و یک اسم خاص پیدا مى‌کند و به‌درد یک چیزى مى‌خورد. بنزین طیاره را در کورۀ نان سنگگ بگذارند یک‌دفعه هوا مى‌رود! خودش و تمام [افراد] آن صفى که ایستادند و منتظر نان هستند تمامشان هوا مى‌روند! براى اینکه این نانوایى و صف نان خریدن هوا نرود نباید آن بنزین را بیاورند، باید مازوت، نفت‌ و ‌گاز یا گازوئیل بیاورند تااینکه این نظام به‌هم نخورد [پس هرچه باید در جای خود باشد.] اگر به‌جاى آن بنزین هم مازوت در طیاره بریزند یک‌دفعه مى‌بینید طیاره سقوط کرد و از آن بالا با 150 مسافر پایین آمد! چه شده؟! آقا برداشتند مازوتی که مربوط به نانوایی است را در این باک طیارۀ بیچاره ریختند و مسافران به هوا رفتند و به زمین آمدند!