اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند درباره جوهریت ماده و صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله انتزاع جنس و فصل در فلسفه می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره عدم دخالت جوهریت ماده و صورت در این انتزاع آغاز می‌شود. استاد با استفاده از مثال‌های عرفی و ملموس، تفاوت میان نگاه به ماده به‌عنوان امری سیال و اشتراکی با نگاه به صورت به‌عنوان هویت ثابت و شخصیِ شیء را تشریح می‌کنند. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که اگر نفس در ذات خود جوهر است، چگونه هنگام تعلق به بدن، ماهیت آن در مقام عروض تغییر می‌کند. این جلسه با واکاوی دقیقِ نسبت میان جوهریت، عرضیت و جایگاه هر یک در ترکیب اتحادی ماده و صورت، به دنبال حل این چالش فلسفی است که آیا می‌توان جنس و فصل را بدون در نظر گرفتن جوهریتِ اجزاء انتزاع کرد یا خیر.

ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه

10
  • آنچه که نسبت به این قضیه به نظر بنده مى‌رسد این است که مسئلۀ عروض در نفس نسبت به بدن آیا این عروض، عروض مقوله‌اى است یعنى از باب مقولات تسع این عرض در اینجا عارض شده یا این عروض عروض مفهومى است نه عروض مقوله‌اى؟! آن شیئى که الآن مى‌آید و شما اسمش را هرچه مى‌خواهید بگذارید؛ صورت بگذارید، غیر صورت بگذارید، هرچه مى‌خواهید اسمش را بگذارید، نفس بگذارید، وقتى که مى‌خواهد به‌عنوان عرض خاص بر یک موضوعى حمل و بار بشود آیا این عروض از مقولات تسع است؟ آیا از جِدِه، متىٰ، أین، اضافه، کم، کیف و فلان است؟ خب با ترکیبِ یک عرض به این کیفیت با عرض دیگر که یک هویت خارجى به‌عنوان حقیقت فصلیه یا حقیقت جنسیه درست نمى‌شود! شما دو عرض را بر همدیگر عارض کردید و یکى عارض شد و دیگری معروض، صدتای دیگر را هم با همدیگر [عارض] بکنید کار به جایی نمى‌رسد! تا این عرض موضوع نداشته باشد و تا یک جوهرى نداشته باشد که آن عرض بر او حمل بشود آن فصل و صورت خارجى در اینجا تحقق پیدا نمى‌کند.

  • این عروضى که در اینجا شما این عروض را درست کردید یک عروض مفهومى است. ‌بله، مى‌گویند که یک شیئى بر عروض مفهومى حمل مى‌شود و آن معناى حملیت است. همان‌طور که وقتی محمول بر موضوع حمل مى‌شود، مى‌گویند: عارض شد، این‌هم همین است. حالا اگر در واقع فرض کنید محمول، نفس الوجود بود این موجودٌ حمل می‌شود پس وجود عرض است؟! خب عرض که خودش در اینجا تشخّص ذاتى ندارد بلکه تشخّص او به تشخّص موضوع است و قبل از او باید موضوع وجود داشته باشد تااینکه او به‌واسطۀ او تشخّص پیدا بکند.

  • حقیقت نفس حقیقت اشراقى

  • پس اینکه الآن شما آمدید نفس را عرض گرفتید و آن حقیقت او را یک حقیقت اشراقى گرفتید، ما اینها را قبول داریم. آن حقیقت نفس حقیقت اشراقى است و داراى آن حیثیت نورانى است و داراى سعه است را قبول داریم ولى صحبت در این است که در این عروض آیا ما موضوع و جوهر مى‌خواهیم یا نمى‌خواهیم؟ بله، یک حقیقت جوهریۀ نفسیۀ مستقله، این حقیقت صوریۀ نفسیۀ مستقله عارض بر یک ماده‌اى به‌عنوان عرض خاص می‌شود که همان مفهوم عرضیت را دارد نه جنس و خصوصیات عرضیت را! بسیار خوب مناقشه‌اى در اصطلاح نیست مناقشه‌اى در این حمل نیست و نسبت به این اشکالى وارد نمى‌شود. شما این را عرض خاص قرار بدهید، ماده را براى خودش حساب دیگرى فرض بکنید، صورت را هم براى خودش حساب دیگرى فرض بکنید و اینها بر همدیگر بار مى‌شوند. اشکال ندارد ولى صحبت در این است که انتزاع جنس و انتزاع فصل از چیست؟! یا شما در اینجا باید بفرمایید که اصلاً ما نه جنسى در اینجا داریم و نه فصلی، هر شیئى براى خودش هم جنس است و هم فصل! مثل خورشید که یک حقیقت کلى است و یک مصداق هم بیشتر در خارج ندارد. آن کلى فقط یک مصداق دارد که از همان مصداق کلى اخذ مى‌شود.