اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند درباره جوهریت ماده و صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله انتزاع جنس و فصل در فلسفه می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره عدم دخالت جوهریت ماده و صورت در این انتزاع آغاز می‌شود. استاد با استفاده از مثال‌های عرفی و ملموس، تفاوت میان نگاه به ماده به‌عنوان امری سیال و اشتراکی با نگاه به صورت به‌عنوان هویت ثابت و شخصیِ شیء را تشریح می‌کنند. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که اگر نفس در ذات خود جوهر است، چگونه هنگام تعلق به بدن، ماهیت آن در مقام عروض تغییر می‌کند. این جلسه با واکاوی دقیقِ نسبت میان جوهریت، عرضیت و جایگاه هر یک در ترکیب اتحادی ماده و صورت، به دنبال حل این چالش فلسفی است که آیا می‌توان جنس و فصل را بدون در نظر گرفتن جوهریتِ اجزاء انتزاع کرد یا خیر.

ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه

2
  • پس حالا که حسن آقا مى‌خواهد منزل شما بیاید شما او را به این عنوان 57 کیلویى یا به‌عنوان 100 کیلویی هیچ‌وقت درنظر نمى‌آورید! مادۀ او را درنظر نمى‌آورید! وزن او را درنظر نمى‌آورید همان‌طورى‌که لباس او را درنظر نمى‌آورید که این آمدن زید با لباس خاصى باشد! فقط همان زیدیت زید درنظر شما مجسم است، همین‌طور وزن او، بدن او، رنگ او و حالا که نزد شما آمده مو دارد یا موهایش را زده شب جمعه است یا روز جمعه است محاسنش را اصلاح کرده یا نکرده و پشم و ریش گذاشته، هیچ‌کدام از اینها براى شما مطرح نیست چون اینها همه مواد اولیه است و مواد هیچ‌کدام مورد نظر نیست بلکه آنچه که مورد نظر است جنبۀ صورتیت اوست، آن مورد نظر این دعوت، ضیافت، لقاء و این حضور است! فرض کنید زید وزنش 70 کیلو است به منزل شما می‌آید و مى‌نشینید با او گپ مى‌زنید و صحبت مى‌کنید و از مطالب این‌طرف و آن‌طرف مى‌گویید، شش ماه مى‌گذرد دوباره به منزل شما مى‌آید وزنش 90 کیلو مى‌شود باز شما همان حرف‌ها را مى‌زنید. در حرف تغییر ایجاد نمى‌شود چون صورت عوض نشده است و ملاک هم صورت است. فعلیةُ الشیء بِصورته لا بِمادته و آن شخصى که الآن در منزل شما حضور پیدا مى‌کند آن شیئیت او و آنچه که هویت او را تشکیل مى‌دهد صورت او است و این ماده و بدن او یا 70 کیلو است که اضافه مى‌شود یا کم مى‌شود و هیچ‌کدام از اینها ملاک نیست.

  • جنبۀ عموم و اشتراک داشتن ماده

  • پس آن چیزى که جنبۀ عموم و اشتراک دارد ماده است یا صورت است؟ اگر صورت هم مثل ماده جنبۀ ‌اشتراک داشت این صورت هم به شکل یک امر مبهم براى شما تجلى و ظهور پیدا مى‌کرد نه یک امر مشخص و ثابت که آن امر ثابت در قالب‌هاى مختلف مى‌تواند ظهور پیدا کند؛ در قالب 70 کیلویى، در قالب 90 کیلویى، در قالب 100 کیلویى، در همۀ اینها مى‌تواند ظهور پیدا کند و حتى از زمان طفولیت تا زمان شیخوخیت هم تغییر پیدا نمى‌کند و فقط وزنش عوض مى‌شود فقط شکل و شمایل عوض مى‌شود؛ فرض کنید شما یک طفل دو‌ساله را در بیست سال بعد ببینید این ۲۲ساله مى‌شود، نگاه مى‌کنید می‌گویید که این همان است درحالى‌که او را نمى‌شناسید ولی تا به شما مى‌گویند که این همان طفل دو‌ساله است که بیست سال پیش شما او را دیدید، شما حکم واحد به او مى‌کنید درحالى‌که طفل دو‌ساله آن موقع 4 کیلو وزن داشت و الآن وزنش به 60 رسیده است. چرا حکم واحد مى‌شود؟! به‌خاطر صورتیتش.