اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور در میان حکما آغاز می‌شود که ماده را به دلیل ابهام و صورت را به دلیل تحصل، جایگاه انتزاع جنس و فصل می‌دانند. استاد با تبیین دقیق جایگاه وجودی نفس و تفاوت آن با بسائط، به این نتیجه می‌رسند که تقسیم موجودات به ماده و صورت در خارج، امری اعتباری است و در حقیقتِ وجود، جز ظهوراتِ صورتِ محضه چیزی وجود ندارد. در ادامه، ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به مفاهیم دینی و تبرکات، بر اهمیت توجه به «حال فعلی» افراد و پرهیز از استناد به حالات گذرا تأکید می‌کنند. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه وجودی اشیاء و اصلاح نگاه به مفاهیم فلسفی و اعتقادی تنظیم شده است.

تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور در میان حکما آغاز می‌شود که ماده را به دلیل ابهام و صورت را به دلیل تحصل، جایگاه انتزاع جنس و فصل می‌دانند. استاد با تبیین دقیق جایگاه وجودی نفس و تفاوت آن با بسائط، به این نتیجه می‌رسند که تقسیم موجودات به ماده و صورت در خارج، امری اعتباری است و در حقیقتِ وجود، جز ظهوراتِ صورتِ محضه چیزی وجود ندارد. در ادامه، ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به مفاهیم دینی و تبرکات، بر اهمیت توجه به «حال فعلی» افراد و پرهیز از استناد به حالات گذرا تأکید می‌کنند. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه وجودی اشیاء و اصلاح نگاه به مفاهیم فلسفی و اعتقادی تنظیم شده است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت

9
  • شهود؛ مشاهدۀ حقائق الاعیان، نه نفس الاعیان

  • حقائق الاعیان عبارت است از حقایق صوریۀ معنویه

  • بنابراین تمام آنچه را که در عالم خارج چه در ذهن و چه در خارج تحقق پیدا مى‌کند نه ماده است و نه جنس است و نه هیچ‌کدام از اینهاست بلکه عبارت از حقایق صوریه است که این حقایق صوریه عبارت از حَقیقَةُ الوجود بصِرافَتِه و بِساطَتِه است. این حقایق نوریۀ وجودیۀ بالصرافه در دو ظرف، یکى در عالم اعیان و یکى در عالم مثال و بالاتر از مثال به دو صورت مختلف ظهور خارجى دارد. آن حقیقت نوریه اگر در عالم ملکوت و در عالم معنا باشد به حقیقت صوریۀ معنویه ظهور خارجى دارد، لذا کسانى که به حقایق شهودیه مى‌رسند خب اینها که اعیان را مشاهده نمى‌کنند اینها حقائق الاعیان را مشاهده مى‌کنند که عبارت از آن حقایق صوریۀ معنویه است. اگر آن حقیقت صوریه نزول بیشترى پیدا کند به عالم مثال و عالم ملکوت سفلى و عالم برزخ مى‌رسد که در آنجا حقایق صوریه با خصوصیات و قوانین و شرایط دیگر وجود دارد که در خواب یا در مشاهدات این مسئله دیده مى‌شود و براى افراد مشهود است و جاى انکار نیست زیرا مطالب مسلّمه‌اى است که در آنها شکى نیست.

  • در آنجا ما جنس و ماده نداریم بلکه آنچه که هست عبارت از حقایق صوریه است که تحدّد آنها اقتضاى نحوٌ مِن أنحاء الوجود را مى‌کند این نحوٌ مِن أنحاء الوجود با اعیان خارجى مُتَفاوِتٌ کَما أنّ تَصوُّراتنا و حَقایِق الوجودیَةِ فى ذِهنِنا و فى صَدرِنا و فى قُلوبِنا، این حقایق از نقطه‌نظر انحاء وجود داراى یک حقیقت بالاصالة است و از نقطه‌نظر اختلافش با اعیان خارجى داراى اختلاف است، این حقیقت یک حقیقتى است که ما‌بإزاء خارجى ندارد درحالى‌که خودش فی‌حدّنفسه وجود دارد و به او ترتیب اثر می‌دهد و اگر طرف نرود انجام ندهد او را مؤاخذه و عقاب مى‌کند، می‌گوید: مگر به تو نگفتم که برو آب بیاور؟! حالا تو برو نان بیاور، خب چه فرقى مى‌کند آب نان است! می‌گوید که نه آقاجان من الآن تشنه هستم و نان تشنگى من را برطرف نمى‌کند الآن نیاز به آب دارم، مى‌گوید: خب شما گفتى آب بیاور و آن آب، آب مبهم بود و من نمى‌دانستم آب را از این شیر بیاورم یا از آن شیر بیاورم، آب معدنى براى شما بیاورم یا آب چشمه بیاور، آنچه را که گفتی مبهم است و مبهم هم در خارج وجود ندارد پس من مأمور به امرى نیستم!

/