اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت

نقد دیدگاه مشهور در انتزاع جنس از ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور در میان حکما آغاز می‌شود که ماده را به دلیل ابهام و صورت را به دلیل تحصل، جایگاه انتزاع جنس و فصل می‌دانند. استاد با تبیین دقیق جایگاه وجودی نفس و تفاوت آن با بسائط، به این نتیجه می‌رسند که تقسیم موجودات به ماده و صورت در خارج، امری اعتباری است و در حقیقتِ وجود، جز ظهوراتِ صورتِ محضه چیزی وجود ندارد. در ادامه، ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به مفاهیم دینی و تبرکات، بر اهمیت توجه به «حال فعلی» افراد و پرهیز از استناد به حالات گذرا تأکید می‌کنند. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه وجودی اشیاء و اصلاح نگاه به مفاهیم فلسفی و اعتقادی تنظیم شده است.

تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت

3
  • اشکالى که وارد مى‌شود بر اینکه چرا شما جنس را از ماده مى‌گیرید و از صورت نمى‌گیرید، این اشکال به صورت وارد نمى‌شود چون صورت عبارت از حقیقت مرتبطه‌ای است که موجب تقوم جسم است. از یک نقطه‌نظر جزء براى جسم است و از یک نقطه‌نظر به یک اعتبارى موجب تقوّم جسم خواهد بود و آنچه که موجب تقوم جسم است ما دلیلى بر جوهریت او نداریم، شاید حقیقتى باشد ماوراء جوهریت و موجب تقوّم شی‌ء خواهد شد، بنابراین اگر بخواهد اشکال وارد بشود بر اینکه به‌خاطر صورت بودن باید او در تحت مقولۀ جوهر باشد، ‌چنین اشکالى وارد نمى‌شود. گرچه خود نفس فی‌حدّنفسه مى‌خواهد جوهر باشد باشد، ما به او کار نداریم. ما در اینجا دو اعتبار را مورد لحاظ قرار مى‌دهیم. مثل‌اینکه یک نفر دوتا کار ‌انجام داد؛ یک کارش قتل نفس بود و یک کار دیگرى هم که کرده آمده از دیوار مردم بالا رفته است. به‌خاطر بالا رفتن از دیوار حکم اعدام براى این صادر نمى‌شود ولى به‌خاطر قتل نفس حکم اعدام مى‌آورند گرچه هردو جرم است ولى این جرم این جزا را دارد آن جرم جزاى دیگرى دارد و به‌خاطر این آن کار را انجام می‌دهند بنابراین اگر اولیاى دم از این قتل صرف‌نظر کردند دیگر به‌خاطر بالا رفتن از دیوار نباید که او را اعدام یا قصاص بکنند، آن براى خودش حکم و جزاى جدایى دارد، حالا هرچه مى‌خواهد باشد.

  • در اینجا نفس از نظر واقع و از نظر خودش فی‌حدّنفسه داخل در تحت حقیقت جوهر است، یعنى وجودى است که آن وجود به‌خاطر خصوصیاتی که دارد از نقطه‌نظر دسته‌بندى منطقى و فلسفى داخل در تحت مقولۀ جوهر قرار مى‌گیرد نه داخل در تحت مقولۀ عرض. ولى وقتى که شما این را در جای دیگری به‌خاطر تعلقش به بدن مى‌خواهید ملاحظه کنید و اینکه به بدن جسمیت بخشیده و اگر این نفس از این سلب بشود جسمیت خود را ازدست مى‌دهد، از آن نقطه‌نظر شما به این نمى‌توانید جوهر بگویید، صحبت در کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت است، نه از خود ذات صورت، حالا صورت ذاتش چیست؟ ذاتش هرچه مى‌خواهد باشد فرض کنید صورت ذاتش عرض بود خب عرض باشد،‌ صورت الآن در ذاتش عرض است مثل صورت مقولات عرضیه که در آنجا خود عرض به یک اعتبار عارض بر جنس مى‌شود البته آن ترکیب که اتحادى و اعتبارى است و آن خودش محقق یک عرض از اعراض است همان‌طور که ما در بسائط صحبت مى‌کردیم در اینجا هم همین‌طور است. صرف صورت بودن موجب داخل در تحت مقولۀ جوهر بودن نیست پس دیگر دراین‌صورت اشکال مرتفع خواهد شد زیرا صورت یک حقیقت مقوّمه‌اى است که مى‌آید و آن جنس را به مرتبۀ بروز و ظهور مى‌رساند تا این صورت درِ خانه را نزند این ماده نمى‌تواند خود را بنمایاند و ابراز کند، باید [صورت] بیاید تا این مسئله محقق بشود. این مطلب را مرحوم آخوند ذکر کردند البته صحبت ایشان ادامه دارد و ما در ادامۀ همین صحبت ایشان مطالب را عرض مى‌کنیم.