
تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت
نقد دیدگاه مشهور در انتزاع جنس از ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور در میان حکما آغاز میشود که ماده را به دلیل ابهام و صورت را به دلیل تحصل، جایگاه انتزاع جنس و فصل میدانند. استاد با تبیین دقیق جایگاه وجودی نفس و تفاوت آن با بسائط، به این نتیجه میرسند که تقسیم موجودات به ماده و صورت در خارج، امری اعتباری است و در حقیقتِ وجود، جز ظهوراتِ صورتِ محضه چیزی وجود ندارد. در ادامه، ایشان با نقد نگاههای سطحی به مفاهیم دینی و تبرکات، بر اهمیت توجه به «حال فعلی» افراد و پرهیز از استناد به حالات گذرا تأکید میکنند. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه وجودی اشیاء و اصلاح نگاه به مفاهیم فلسفی و اعتقادی تنظیم شده است.
تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت
11تلمیذ: اشراقین همین را مىخواهند بگویند؟
استاد: بله.
تلمیذ: به این مطلب رسیدهاند؟
استاد: بله، کلام شیخ اشراق همین است.
تلمیذ: داستانى را نقل کردهاند که بنده خدایى گوشتى خریده بود غذا درست کند هر کارى مىکند نمىپزد به قصاب مىگوید گوشتى که به ما دادى خراب بوده مىگوید که شما گوشتى که از من خریدید به حرم بردید؟ گفت: بله مىگوید که حرم نبر... حالا یکى در رد این گفته گوشت بگیر ببر حرم امام حسین ببین آیا پخته مىشود یا نه، میخواست کلام مرحوم دستغیب را نقد کند.
استاد: این شاید چیز خاصى باشد.
تلمیذ: در منابر و مجالس این مطلب را نقل مىکنند، یک بار به حرم امام حسین علیهالسّلام مشرف شده بودیم شخصی داشت این مطلب را نقل میکرد تأیید بر اینکه اگر کسی به حرم امام حسین بیاید آتش به او نمیرسد.
استاد: نهخیر، خب کلیت این مطلب که صحیح نیست. مسئله براساس نیت باطن خود شخص است که آن تا چه حد خودش را به این حریم نزدیک کرده است! بله کسى که بیاید و نیت وارد شدن در این حریم را دارد و با این وضعیت امام حسین علیهالسّلام را زیارت کند خب خواهىنخواهى مشمول رحمت قرار مىگیرد و آن باران هم بر او مىآید اما اگر کسى که در این حالوهوا نیست یا فرد معاند هست به صرف زیارت امام حسین چطور همچنین رحمتى مىتواند شامل حالش باشد؟! بین امام حسین و امام رضا علیهالسلام چه فرقى مىکند؟! بین ائمه علیهمالسّلام چه تفاوتى هست؟! دزد مىآید در حرم ائمه جیب مىزند، حالا آتش بر او حرام میشود؟! افرادى را که براى طواف دادن و اینها مىآورند مشخص است که خود آن افراد مختلف هستند.
یکى از دوستان مىگفت که من [در حرم] نشسته بودم متوجه بودم یکمرتبه دیدم حالم تغییر پیدا کرد و عوض شد و فضا، فضاى مکدّرى شد دیدم دارند لا إله إلا الله مىگویند، یک جنازه را آوردند و این جنازه بهقدرى کدورت دارد که در من تأثیر گذاشت و وقتى که رفت، فضا عوض شد [و آن حال قبل] برگشت، مىگفت که درعینحال بیست دقیقه نگذشته بود که یک مرتبه جنازۀ دیگری آوردند، دیدم نه این اینطورى نیست این با این وضعیت نیست. ما نمىتوانیم بگوییم که این تصورات و تخیلاتی بوده بلکه خودش این موضوع را ادراک کرده است.
