
تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت
نقد دیدگاه مشهور در انتزاع جنس از ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور در میان حکما آغاز میشود که ماده را به دلیل ابهام و صورت را به دلیل تحصل، جایگاه انتزاع جنس و فصل میدانند. استاد با تبیین دقیق جایگاه وجودی نفس و تفاوت آن با بسائط، به این نتیجه میرسند که تقسیم موجودات به ماده و صورت در خارج، امری اعتباری است و در حقیقتِ وجود، جز ظهوراتِ صورتِ محضه چیزی وجود ندارد. در ادامه، ایشان با نقد نگاههای سطحی به مفاهیم دینی و تبرکات، بر اهمیت توجه به «حال فعلی» افراد و پرهیز از استناد به حالات گذرا تأکید میکنند. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه وجودی اشیاء و اصلاح نگاه به مفاهیم فلسفی و اعتقادی تنظیم شده است.
تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت
13در نقل مطالب باید دقت شود که یک وقت مسئله بهنحوى نباشد که نکتۀ ناگفتهاى در آن موجب توهم بشود. اگر هم همچنین قضیهاى برفرض بوده باید با علت و دلیل و ملاک و اینها براى مردم صحبت بشود والاّ شما الآن پنج کیلو گوشت بردارید ببرید یک دور طواف بدهید، این حرفها نیست! الآن خیلىها برنج مىآورند تبرک مىکنند و مىبرند و مىپزند پس این برنجها چون تبرک شده باید در دیگ بماند و بقیۀ برنجها پخته بشود؟! بالأخره اینها چیزهایى است که... گاهگاهى هم خب احتمال این هست که همچنین تصرفاتى هم بشود اما اینکه شما بخواهید به همه چیز گسترش بدهید نه، قابل سرایت نیست! هر حکمى جاى خودش را دارد.
ما در خیلى از مسائل مىبینیم که مثلاً تعریفهایى که از همین زبیر شده، پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در زمان حیاتشان چقدر از همین زبیر تعریف کردند ولى خب آیا این تعریف دلالت بر تضمین او مىکند؟! براى همیشه این قسم بوده یااینکه نه؟! تعریفى که داشتند بر اینکه اگر زبیر الآن کشته مىشد در بهشت بود. واقعاً شاید مثلاً زبیر در جنگ اُحد و سایر جنگها نیتش نیت صادقى بوده! خب این نیت صادق در آنوقت برای همان موقع و همان وقت است.
انسان نمىتواند اعتماداً بر حالتى از حالات خودش در یک برههای، آن امور دیگر را بر این مترتب کند. این اشتباهى است که همه دارند مىکنند! فرض کنید یک نفر در یک زمان حال خوبى داشت، این تا آخر عمر یا مثلاً پنجاه سال از این قضیه مىگذرد ما بگوییم که فلانی پنجاه سال پیش حال خوبی داشته و [هنوز هم همان حال را دارد]، خب اگر اینطور است همۀ ما موقع ولادت گناه نکردیم، همۀ ما بدون گناه بهدنیا آمدیم. اینکه ملاک نمىشود!
ملاک، حال فعلی افراد
یکى از آن چیزهایى که در همان سابق براى ابوبکر بهعنوان ارزش نقل مىکردند این بود که او با پیغمبر بود. این را تا الآن که بعد از 1400 سال گذشته است دارند نقل مىکنند. خب حالا برفرض صحت، بوده که بوده، گرچه در این قضیه هم تشکیک شده است. برفرض که در آن موقع با پیغمبر هم بوده بسیار خوب، این مسئله چقدر ادامه پیدا کرد؟! چه مقدار این قضیه طول کشید و مستمر شد و از حال به ملکه تبدیل شد؟! اینطور نبود! حالا در یک قضیه با پیغمبر بود!
