اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه

تبیین حقیقت وجود به مثابه فعلیت محضه و نقد جنس و فصل

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی مبانی رایج در فلسفه پیرامون مفاهیمی همچون جوهریت، حرکت جوهریه و انتزاع جنس و فصل می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اصالت و بساطت وجود، استدلال می‌کنند که حقیقت وجود، فعلیتی محضه است که در تمامی مراتب ظهور خود، بدون تغییر در ذات، حضور دارد. در این نگاه، مفاهیمی مانند ماده و صورت به معنای رایج آن، دچار ابهام بوده و انتزاع جنس و فصل از آن‌ها بر اساس توهمات منطقی استوار است. استاد با رد لزوم حرکت جوهریه به شکل مصطلح، آن را مماشات با مشی فلاسفه پیشین دانسته و تبیین می‌کنند که تبدل اشیاء در حقیقت، چیزی جز ظهور فعلیت‌های متوالی و متسلسل نیست. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه رفیع انبیاء و اولیاء در دعا و نفرین و تفاوت نگاه عرفانی با مباحث خشک فلسفی ختم می‌شود.

نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه

11
  • وقتى که الآن من دارم صحبت مى‌کنم شما مى‌توانید به من بگویید که آقا این حرف‌هایى که دیروز زدید چه بوده است؟ من الآن دارم حرف مى‌زنم. مى‌گویند که آقا اِ تو همین الآن دارى حرف‌هایت را انکار مى‌کنى؟! تو که همین الآن حرف زدى [داری انکار می‌کنی]؟! حالا اگر دیروز باشد مى‌گویید که یادش نیست اما وقتى کسى در مجلس حرف بزند و یک خلاف بکند مى‌گویند که او در چشم آدم دارد صاف‌صاف نگاه مى‌کند و به ما دروغ مى‌گوید هان؟! در همین‌جا دارد این‌طور مى‌گوید. آنجا هم همین است؛ در روز قیامت خود انسان در آن واقعه‌اى که بوده به‌واسطۀ آن حرکت تجردیه‌اى که برایش پیدا مى‌شود و به‌واسطۀ آن تجردى که در او انجام مى‌شود در همان‌جا خود را مشاهده مى‌کند و وجود و ظهور خود را مى‌بیند نه مانند عکسى که مى‌بیند. شما یک مسافرت رفتید عکس برداشتید حالا بعد از یک سال دیگر عکس‌هاى سال گذشته را نگاه می‌کنید و [می‌گویید که] اِ یادش به خیر ما اینجا بودیم چقدر خوب بود بَه! اینجا بودیم و اینجا بودیم [اما در قیامت این‌طور نیست] در روز قیامت خود وجود انسان را مى‌آورند آن‌وقت چطور دیگر انسان مى‌تواند انکار کند؟!

  • بنابراین اینکه گفته مى‌شود که در یک حرکت جوهریه تبدل یک شى‌ء به امر دیگر است این اصلاً اصل و نسبی ندارد بلکه وجودٌ بَعدَ وجودٍ و فِعلیةٌ بَعدَ فِعلیة منتها این‌قدر متسلسل است به صورت امر واحد است. حالا اینکه راسم وحدت چیست آن دیگر یک مسئله‌اى است که براى جاى خودش بماند که این راسم وحدتِ بین اینها همان حصۀ وجودى است که آن حصّۀ وجود همین‌طور در حال تبلور و حرکت است‌.

  • تلمیذ: بحث قوه، فعل، حرکت، ماهیت، عرض و جوهر تقریباً هشتاد درصد فلسفه کنار مى‌رود!

  • استاد: حالا شما خیلى ناراحتید که هشتاد درصدش کنار می‌رود؟!

  • تلمیذ: نه، ناراحت نیستم. یک فلسفه درست کنید که راحت تمام شود!