
نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه
تبیین حقیقت وجود به مثابه فعلیت محضه و نقد جنس و فصل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی مبانی رایج در فلسفه پیرامون مفاهیمی همچون جوهریت، حرکت جوهریه و انتزاع جنس و فصل میپردازند. ایشان با تأکید بر اصالت و بساطت وجود، استدلال میکنند که حقیقت وجود، فعلیتی محضه است که در تمامی مراتب ظهور خود، بدون تغییر در ذات، حضور دارد. در این نگاه، مفاهیمی مانند ماده و صورت به معنای رایج آن، دچار ابهام بوده و انتزاع جنس و فصل از آنها بر اساس توهمات منطقی استوار است. استاد با رد لزوم حرکت جوهریه به شکل مصطلح، آن را مماشات با مشی فلاسفه پیشین دانسته و تبیین میکنند که تبدل اشیاء در حقیقت، چیزی جز ظهور فعلیتهای متوالی و متسلسل نیست. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه رفیع انبیاء و اولیاء در دعا و نفرین و تفاوت نگاه عرفانی با مباحث خشک فلسفی ختم میشود.
نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه
13وقتى ایشان خواندند مرحوم آقاى حداد فرمودند که حرف این صاحب کتاب صحیح نیست، پیغمبر الهى دعایى که مىکند ـ ببینید چقدر کلمات این اولیاى خدا در اینجاها براى انسان الگو و تابلو است و انسان باید [در اینها دقت کند] ـ پیامبران الهى از نفس گذشتهاند آنگاه دعا یا نفرین مىکنند! دعا و نفرین در مرتبۀ نفس است که زیبندۀ پیامبران الهى نیست لذا اگر پیامبر خدا یک دعایى را کرد آن دعا در خارج از زمینۀ نفس است. حب، بغض، محبت دنیوى و تعلقات در آنجا راه ندارد بنابراین این دعا و این نفرین که علیه باشد به یک مصلحت خارجیه برمىگردد نه به خود دیدگاه، نظر، مسائل شخصى و علائق شخصى و نفسى اینها! وقتى که این حرف را زدند بعد این را فرمودند که از اینجا معلوم مىشود که صاحب این تفسیر محیىالدّین نیست! این کلام ایشان بود. مرحوم آقا فرمودند که بله این تفسیر منتسب به محیىالدّین است ولى برای ملا عبدالرزاق کاشانى است. ایشان فرمودند که بله بله همینطور است محیىالدّین اینطور صحبت نمىکند!
اهتمام مرحوم حداد و بزرگان نسبت به مقام محیىالدّین
ایشان خیلى نسبت به مقام محیىالدّین اهتمام داشتند همۀ بزرگان و همه نسبت به [محیىالدّین] اهتمام داشتند ولى درعینحال ایشان مىفرمودند که من وقتى که این مطالب فتوحات را مىخوانم این مطالبی را که در آنجا هست با حال خودم تطبیق مىدهم و مقایسه مىکنم. در بعضى از موارد ایشان خودشان فرمودند که مىبینم که مطلب بالاتر از این است نهاینکه اشتباه است. نه، اما هنوز آن بالاتر را مطرح نکرده است یعنى رویهمرفته خلاصه منظور ایشان این بود که گرچه محیىالدّین به آن مراتب عالیۀ از توحید رسیده است ولى باز هنوز جاهاى دیگرى هم بوده و قُلل دیگرى هم بوده که براى او فتح نشده بود. علىٰکلّحال ﴿وَفَوۡقَ كُلِّ ذِي عِلۡمٍ عَلِيمٞ﴾1یعنی این براى افراد درجات متفاوتى هست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
- . سوره یوسف (12) آیه 76. الله شناسى، ج 2، ص 255:
«و برتر از همه افراد دانشمند، دانشمندتر دیگرى وجود دارد.»
- . سوره یوسف (12) آیه 76. الله شناسى، ج 2، ص 255:
