اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه

تبیین حقیقت وجود به مثابه فعلیت محضه و نقد جنس و فصل

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی مبانی رایج در فلسفه پیرامون مفاهیمی همچون جوهریت، حرکت جوهریه و انتزاع جنس و فصل می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اصالت و بساطت وجود، استدلال می‌کنند که حقیقت وجود، فعلیتی محضه است که در تمامی مراتب ظهور خود، بدون تغییر در ذات، حضور دارد. در این نگاه، مفاهیمی مانند ماده و صورت به معنای رایج آن، دچار ابهام بوده و انتزاع جنس و فصل از آن‌ها بر اساس توهمات منطقی استوار است. استاد با رد لزوم حرکت جوهریه به شکل مصطلح، آن را مماشات با مشی فلاسفه پیشین دانسته و تبیین می‌کنند که تبدل اشیاء در حقیقت، چیزی جز ظهور فعلیت‌های متوالی و متسلسل نیست. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه رفیع انبیاء و اولیاء در دعا و نفرین و تفاوت نگاه عرفانی با مباحث خشک فلسفی ختم می‌شود.

نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه

6
  • تعریف مقام واحدیت

  • اینجا در ذات بارى هست فعلیتش فعلیت بالصرافه مى‌شو‌د بسیار خب مخلص و نوکرش هستیم. از آن ذات بارى به مقام واحدیت ظهور پیدا مى‌کند باز فعلیتش با خودش است. مقام واحدیت همان مقام ظهور اراده در اسماء کلیه است [مثل] علم، حیات، قدرت، صفات؛ رازقیت، خالقیت، رحمت، عطوفت، قهر، غضب و تمام آنچه را که از صفات جمالیه و جلالیه در ذات پروردگار هست همۀ اینها را دید اما فعلیت را ازدست نداده است. آن صفات جمالیه و جلالیه مى‌خواهد به‌صورت اسماء جزئیه دربیاید، باز فعلیتش را دارد. این ماده در این وسط از کجا پیدا شد من نفهمیدم!

  • یک‌دفعه ما یک چیزى بار کردیم و آمپولى زدیم و یک ماده این وسط درآوردیم و اسمش را أمرٌ مبهمٌ گذاشتیم و بعد نیاز داریم به اینکه یک صورتى را به این أمرٌ مبهمٌ بچسبانیم بعد هم می‌گوییم که أمرٌ مبهمٌ فانى در آن صورت و از این کتاب‌هایى که خواندید و از این صفحات و اوراقى که ما در این مدت مطالعه کردیم و صرف کردیم! این ماده این وسط کجا یک‌دفعه درآمد؟! این فعلیت محضه هرجا مى‌رود [مى‌گوید که] من فعلیتم. آنجا مى‌رود [مى‌گوید که] فعلیتم، در ذات بارى و در اسماء کلیه مى‌گوید که من فعلیتم، جزئى مى‌شود [می‌گوید] من فعلیتم، تا مى‌آید به أدنى العَوالم یک لیوان در دست من مى‌گوید که باز من فعلیتم! فردا چه؟ باز من فردا فعلیتم. دیروز چه؟ دیروز هم فعلیت بودم. یک سال دیگر هم فعلیتم. چطورى هستى؟ نمى‌دانم یک سال صبر کن تا ببینى من یک سال دیگر چطورى هستم، همین‌طوری هستم یا چه بلاهایى سرم مى‌آید. در هرجا که بروم آن فعلیت را با خودم دارم! ما اصلاً ماده نداریم!

  • تلمیذ: پس از جنس و فصل هم باید دست برداریم؟! طبق فرمایش حضرت‌عالی که در ماده و صورت قائل به این هستید.

  • استاد: ما اصلاً فقط فصلیت محضه قائلیم.