
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکلگیری فتاوا و اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
12تلمیذ: نه!
استاد: خب تمام شد!
تلمیذ: بر فرض خطا در فتواها، ممکن است خطا سرایت کند!
استاد: آن خیار فروش که در کوفه دینش را از یونس بن عبدالرحمن مىگیرد قبول! ما آن را مىگیریم اشکال ندارد. ولى آیا اگر یک نفر شبیه یونس بود امام به او مىفرمود که دینت را از او بگیر و شخص دیگر را قبول نکن؟! تو خودت هم براى خودت آدمى هستى! بهطورکلی امام علیهالسّلام چه مىفرمایند؟! لذا مگر همین یونس در امامت موسى بن جعفر علیهماالسلام شک نکرد؟!1 پس چه شد؟! آن همه تعریفهایى که امام صادق علیهالسّلام کردند کجا رفت؟ اینها همه حکایت از این مىکند که جرى ائمه علیهمالسّلام در میان مردم جرى متعارف بوده است.
[از حضرت سؤال میکند] که من در کوفه سراغ چه کسى بروم؟ حضرت مىفرماید: سراغ یونس برو! یونس عالم است و مطالب را از ما مىگیرد. سراغ او برو! ولى من به او با این کلام، عصمت نمىدهم. عصمت اختصاص به من دارد و دیگرى غیر از من معصوم نخواهد بود. من به او در صورت خطا حجیت مىدهم و در صورت عدم خطا حجیت دست من نیست، چه من بگویم و چه نگویم کلامش مطابق با واقع هست. خبرى را که از من نقل میکند فتوایى که از من مىدهد مطابق واقع هست. تنفیذ و تصریح امام علیهالسّلام به وثاقت یونس این تصریح براى موارد خطاست یعنى مورد خطا معفوٌ عنه است. آن را من مىدهم. آن تضمین و گارانتى براى انجام دادن این عمل را من مىدهم و اگر من ندهم و تو پیش جناب یونس رفتی و انجام دادى و عمل کردى، خطا کردى بایست آن را دوباره بروى انجام بدهى! خدا تو را عقاب مىکند که به چه حجت و تنجز شرعى این را انجام دادى؟! نعمان را من تضمین نمیدهم. افراد دیگرى که در آنجا بودند در آن زمان را تضمین نمىدهم. سُفیان را [تضمین] نمىدهم آن عبدالله بن عمرو را [تضمین] نمیدهم. اما راجع به یونس، من این تضمین را مىدهم و این تضمین به تتمیم جعل برمىگردد که آن تتمیم جعل در مقام بروز خطاست نه در مقام ثواب و در مقام اصابت! آنجا دیگر تتمیم جعل نداریم. فیحدّنفسه خود آن واقعه خودش در آنجا هست و آن نیازى به این قضیه ندارد.
- . با توجه به تحقیق انجام شده مرحوم مامقانی در تنقیح المقال فی علم الرجال، ج 3، باب یونس بن عبدالرحمن، ص 338، نسبتِ فطحی بودنِ ایشان را مطرح و سپس رد میکنند. (محقق)
