
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکلگیری فتاوا و اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
13لذا در مورد رواتى که اهلتسنن هستند و ثقهاند ما براى چه عمل مىکنیم؟ آیا امام در آنجا حجیت تنزیلى داده است؟! نه، خود ما مىگوییم: آقا یک آدم سنّى است، خب باشد ولى آدم صادقى است مگر آدم صادق فقط اختصاص به شیعه دارد؟!
الحمدلله مسلمانها که خیلى عالى، واقعاً از اینها راستگوتر در دنیا پیدا نمىشود! از اینها درستکارتر پیدا نمىشود! از اینها چیزتر پیدا نمیشود! انگار هرچه هست فقط برای ماست و همۀ صداقتها برای ماست و همۀ کارهاى درست برای ماست! بقیه، از این نقطۀ ایران پاىتان را بیرون بگذارید همه در دنیا دروغگو هستند! همه منافق هستند! همه کَلَک هستند! فقط در این دایره که مىآید آنهم فقط یک قسمت و یک نقطهاش هست یعنى یک بخشش را اگر بخواهیم چیز بکنیم [درست میگویند] و بقیه همه تکلیفشان معلوم است! نه آقا اینطور نیست! سنّى هم هست که بسیار آدم صادق، بسیار آدم خوب، بسیار آدم درست است. یهودى هم هست بسیار آدم درست و صادق است و کارش را درست انجام مىدهد حالا مطلب به او نرسیده است. مسیحى است بسیار آدم درست و فلان و اینحرفها.
اهمیت داشتن وجدان برای ارتباط با خدا
بنده جایى رفته بودم و کیفم افتاده بود. در کیفم دوهزار دلار بود. وقتى که دوباره مراجعه کردیم با یکى از دوستان بودیم فردى آمد و گفت که خصوصیاتش را بگو؟ گفتم: این است! گفت: بفرما! خب این مىتوانست بردارد یا نه؟ چه کسى بود؟ یک مسیحى بود. یکى از مسلمانها در ایران این کار را مىکند؟! در همین ایران خودمان! از یک دلارش نمىگذرند حالا دوهزار دلار پیدا کرده باشد! [مسیحی] گفته است بفرمایید! درحالىکه مىتوانست بردارد بگوید: نه، من ندیدم! صاف در روى آدم نگاه بکند و در چشم آدم نگاه کند دروغ بگوید! هستند از این افراد که در چشم آدم نگاه مىکنند و دروغ مىگویند! انگار وحى آمده، صاف! یعنى اصلاً چطور اینها تمرین دروغ مىکنند! واقعاً خیلى عجیب است! یک کسى آنقدر تمرین دروغ کرده است که همینطور دروغ میگوید و تبسم هم مىکند و صاف دروغ میگوید، عجب! مىگویند: تو پسر زید بن أرقم هستى؟ بله، بله، بله، شما را مىشناسم! این خودش یک هنرى است! این اصلاً یک هنر است که انسان از نقطهنظر استقامت نفس و طمأنینه و سکونت به مرتبهاى برسد که صاف در چشمت نگاه کند و اصلاً نه رنگش برگردد نه زرد بشود نه سفید بشود نه در فکر برود، همینطور صاف صاف بگوید: بله، بله، بله، من مىشناسم! مدتها با پدرت ارتباط داشتم! چه داشتم و فلان و این حرفها! انگارنهانگار اصلاً این به هیچوجه [تغییر حالت پیدا نمیکند] اینها همهکار مىتوانند بکنند درحالیکه [غیر مسلمان اینطور نیستند]!چه چیزى باعث شده و داعى شده براى اینکه او این کیف را نگه دارد؟ وجدانش! درحالىکه مىدانست کسى ندیده است. هیچکس از این قضیه خبر ندارد حتى یک کلاغ هم ندیده است که فلان کیف اینجا افتاده است! او آن وجدان را دارد ولی ما نداریم! او مسیحى است ولى وجدان دارد! آنچه که در ارتباط بین انسان و خدا بهدرد مىخورد «وجدان» است! این أشهد أن لا اله الا اللهِ ما بهدرد نمىخورد! این [اثر سجده روی] پیشانى گذاشتن و این بادکردنها بهدرد نمىخورد! آن وجدان بهدرد مىخورد! حالا آن وجدان در یهودى باشد، در مسیحى باشد، در سنى باشد، در گَبر باشد، در ملحد باشد و در هر کسى مىخواهد باشد. آن وجدان است که دست آدم را مىگیرد و آن وجدان است که انسان را به سرمنزل مقصود مىرساند! همۀ اینها کف است! همۀ اینها ظاهر است! همۀ این داد و بیدادها، همۀ اینها برخواسته از مراتب نفس است!
