اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام

نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکل‌گیری فتاوا و اجتهاد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکل‌گیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیین‌کننده آن در استنباط احکام شرعی می‌پردازند. بحث با نقد نگاه‌های سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشه‌های نوسان در فتاوای فقها، نشان می‌دهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیش‌فرض‌های ذهنی، می‌تواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید می‌گردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیت‌ها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم می‌شود.

ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام

15
  • پس در خدمت امام رضا بودن یعنى همۀ مسئله، پیش امام صادق هم این‌طور! حالا اگر همین امام رضا گفتند: بلند شو پیش «سَکونى» برو و ببین او چه مى‌گوید. آیا قضیه همین است؟! همین حکم را باید بار کرد؟! نه، مگر اینکه لحن امام و کیفیت تخاطب و موقعیت، إحراز تخاطب و شرایط و قرائن اقتضا کند که حضرت بفرماید: این نازل منزلۀ من است! آن حجیت تنزیلیه؛ این کلام او، کلام من است و هیچ قابل براى تخلف نیست. اگر این‌طور شد آن‌وقت شما مى‌توانید کلام او را کنار روایت قرار بدهید و ترجیح بدهید. اگر این‌طور است! شما الآن مى‌توانید کلام حسین بن روح را به‌عنوان یک روایت بیاوردید و به آن استناد کنید ولى نمى‌توانید به فتواى یونس بن عبدالرحمن که حضرت می‌فرماید: برو در کوفه بنشین و فتوا بده، استناد کنید! نه، آن برای خودش هست. کلام یونس را که [از] امام نقل کرده است آن را ملاک قرار مى‌دهى، نه‌اینکه یونس الآن در اینجا چه فتوایی داده است؟! آن برای خودش! ارتباطى ندارد.

  • تلمیذ: اگر خطائى هم از آنها مشاهده کنیم بگوییم: امام علیه‌السّلام قائل به تسامح شده‌اند. فروعات مهم نیست حالا این خطا هم کرد اشکال ندارد!

  • استاد: شما مؤید هستید یا مخالف هستید؟

  • تلمیذ: در فروعات خیلى اهمیت ندارد که صددرصد مطابق با واقع باشد!

  • استاد: اهمیتى ندارد؟! حالا هرچه گفت!‌

  • تلمیذ: نه صددرصد نباشد طوری نیست، قدرى مسامحه کرده‌اند!

  • تلمیذ: برمبنای عقلى باشد مثلاً مرحوم آقا در زمان حیاتشان مى‌فرمودند: به فلانی مراجعه کنید. خود حضرتعالی می‌فرمایید: شما طهران هستید به آقاى فلانى مثلاً مراجعه کنید.

  • استاد: بله‌، من هم همین را دارم مى‌گویم!

  • تلمیذ: در زمان مرحوم آقا هم بود.

  • استاد: مشکل ما همین بود! مشکل ما و درد ما اتفاقاً بعد از ارتحال مرحوم والد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ همین بود که آنچه را که ایشان مى‌فرمودند، از این دایره خارج نبود یعنی همین بود.

  • بنده اطلاع دارم که ایشان افراد را به بعضى ارجاع مى‌دادند که من قطع به خطاء در کیفیت بیانِ مراد آنها دارم. قطع دارم، نه ظن! قطع دارم! چون براى خود من مرّات و کرّات حاصل شده است که آنها کلام ایشان را اشتباه فهمیدند! حالا نمى‌گویم که خداى نکرده آنها اهل غرض و مرض و این چیزها بودند نه خب بشر هستند. عرض کردم خدمتتان بشر است. هر شخصى داراى یک خصوصیات مختص به خودش هست؛ یکى استعدادش زیاد است حافظه‌اش کم است. یکى حافظه‌اش زیاد است استعدادش کم است. یکى گوشش سنگین است.