اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام

نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکل‌گیری فتاوا و اجتهاد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکل‌گیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیین‌کننده آن در استنباط احکام شرعی می‌پردازند. بحث با نقد نگاه‌های سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشه‌های نوسان در فتاوای فقها، نشان می‌دهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیش‌فرض‌های ذهنی، می‌تواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید می‌گردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیت‌ها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم می‌شود.

ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام

16
  • بنده در مجلسى بودم که ایشان مطلبى را به ما فرمودند، وقتى بیرون آمدیم شخصى یک راه دیگرى [می‌رفت] گفتم: آقا این را گفتند! گفت: نه، نگفتند! [گفتم:] آقا من با گوش خودم [شنیدم]. این اصلاً نشنیده بود! نه‌اینکه حالا شنیده بود و اشتباه فهمیده بود! بنده خدا نشنیده بود. آدم گاهى اوقات یک کلمه مى‌خواهد بشنود همین‌که این لیوان را آب مى‌کنم دو کلمه از مطلبى که شما مى‌گویید از ذهنم ذهول پیدا مى‌کند. بله، ممکن است که یک صداى «تَقِّى» آمده است همان صداى «تَقِّى» که آمده تا شخص متوجه شده [دو کلمه را نفهمیده است]. اینجاست که ما مى‌گوییم که مجتهد باید دقت بکند. اجتهاد همین‌طورى پشمکى نیست هر کسى دوتا کلمه بردارد بخواند! دُم شتر به زمین مى‌رسد! باید بیاید ببیند که مسئله و حکم چه بوده است؟ آن‌وقت در این خصوص با این توجه و با این کیفیت و با این دقت و با این ظرافتى که دارد من بگویم: اجماعى که فقهاء در یک زمانى بودند و داشتند اجماعشان حجت است و اگر حکم خلاف بود امام علیه‌السّلام وظیفه داشت از باب لطف بگوید! امام حسین را گرفتند و کشتند و چه کردند! لطف خدا کجا رفته بود که این پسر پیغمبر را ازدست یزید و فلان نجات بدهد و اهل‌بیت پیغمبر را دربدر کوه و بیابان نکند! لطف خدا کجاست؟! لطف خدا کجا رفته بود که خلافت بعد از پیغمبر صلّی الله و علیه و آله و سلّم را آمدند و به آن بساط کشاندند و آن أولىٰ و أحقّ مَن فى الأرض و فى السماء را خانه‌نشین کردند و دونفر سه‌نفر رفتند؟! لطف خداوند کجاست! [می‌گویند:] لطف خدا در اینجا اقتضا فلان می‌کند! لطف خدا براى دو سه‌تا عمار و ابى‌ذر و مقداد در مدینه اقتضا مى‌کند؟ مردم یمن چه! لطف خدا براى‌ اینها کجا رفت! [برای مردم] مکه [لطف خدا] کجا رفت؟! برای نقاط پایین‌تر، بالاتر، ایران، غیر ایران، [لطف خدا] کجا رفت؟! فقط مربوط به آن دوتاست؟! آن‌هم با آن وضعیت! این چیزهایى است که شروع کردن به درآوردن و درست کردن و فلان کردن، از این مسائلى که بالأخره خودتان هم دیده‌اید و مطالعه کرده‌اید که اینها همه ادلۀ واهیه براى اثبات این قضیه است که اگر در یک طبقه یک عده...