
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکلگیری فتاوا و اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
2تصور ماهیت به دو کیفیت
تلمیذ: با فرمایش حضرتعالی ماهیت را هم نمىشود اینطور معنا کنیم یعنى تصور و برداشت ذهنى ما از وجود باشد اینکه مىفرمایید که حقیقت همان مُثُل افلاطونیه و برداشتهاى ماست ماهیت را هم اینطور تصویر کنیم؟!
استاد: ببینید ماهیت به دو کیفیت تصور مىشود؛ یکى ماهیت کلیه و مبهمه، که همین است که الآن مشغول صحبت آن هستیم. در ماهیت مبهمه، خود مصداق خارجى دخالت ندارد بلکه یکسرى حقایقى که آن حقایق برداشتهاى ذهن از ارتباط با خارج است [دخالت دارد]. آن ضمیمۀ حقایق و آن نتیجه و چکیدهاى که از مسائل مختلفه براى انسان حاصل مىشود و همۀ اینها جمع مىشوند، مندمج، ترکیب و خلط مىشوند و بهصورت یک صورت ذهنى درمىآیند، اسم آن را ماهیت مىگذاریم. حالا در هرچه مىخواهد تحقق پیدا کند فرق نمىکند؛ چه ماهیت حیوانى باشد، چه جمادى باشد، چه مجرده باشد و چه مصداق خارجى باشد یا نباشد. شما اسم آنچه را که نتیجه و چکیدۀ حقایق خارجیۀ مختلفى است که براى انسان حاصل مىشود، ماهیت مىگذارید و شما تا وقتى که به یک شیئی اطلاع کافى پیدا نکردید نمىتوانید یک ماهیتى در ذهن خود تصور کنید. یک جنسى را مىآورند در جلوى شما قرار مىدهند یا یک کیلو از یک دانهاى را مىآورند درمقابل شما قرار مىدهند، شما مىگویید که من در عمرم تابهحال با این دانه برخورد نکردم این نه به گندم مىنماید، نه به برنج، نه به لوبیا، لپه و نخود مینماید بلکه این یک چیز جدیدى است و نمىتوانید تشخیص بدهید. اولین مسئلهاى که از این قضیه ادراک مىکنید، حجم خود این دانه است که این دانه ماده است و مجرد نیست، سنخیت آن سنخیت صُلبه است نه سنخیت رقّت و لطافت و اینها، این را احساس مىکنید و این یک حقیقت مىشود!
حقیقت دومی که براى شما حاصل مىشود این است که مىبینید این مأکول است وقتى که مأکول شد خب با حجر و شجر و اینها تفاوت پیدا مىکند.
