اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ماده و صورت در حرکت جوهری

14٬187
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

16
  • در این نفس ناطقۀ انسان، جوهریت نفس، ذاتىِ با اوست. بله، جناب صدرالمتألهین! ما مخلص شما هستیم و شاگرد شما هستیم و ارادت به شما داریم ولى صحبت در این است که انفکاک حیثیت، در اینجا دردى را از ما دوا نکرد شما آمدید دو حیثیت را از هم جدا کردید؛ از حیثیت وجود فى‌نفسه گفتید که جوهرٌ؛ ممکن است از این بدن جدا بشود و برود مستقل بشود و همین‌طور که ما در این اموات مى‌بینیم. از حیثیت صورت نوعیه و تعلق به بدن لیسَ بِجوهرٍ است و به این لحاظ، جنس از او انتزاع نمى‌شود چون لیسَ بِجوهرٍ درحالى‌که او جوهرٌ! ما مى‌گوییم که شما مگر مى‌توانید حیثیت اول را جدا بکنید؟! شما صورت نوعیه‌اى را که در اینجا به حیثیت وجود لغیره لحاظ کردید این وجود لغیره وجود فى‌نفسه را ـ بخواهید یا نخواهید ـ دارد. این وجود فى‌نفسه را داشتن بنابراین صورت نوعیه صورت جوهریه مى‌شود! خب نقض باز سر جایش است آنها مى‌گویند که شما یک صورت نوعیۀ نفس را به ما نشان بدهید که در یک لحظه بتواند خودش را معرّا و برهنه کند و مجرد از جوهریت بکند مخلصتان هستیم آن‌وقت این حرف شما پذیرفته است که جنس را نمى‌شود از صورت انتزاع کرد. ما یک صورت نوعیۀ نفس به شما نشان دادیم که فقط وجود لغیره دارد وجود فى‌نفسه ندارد ولى در اینجا نه، وجود فى‌نفسه در اینجا حضور دارد. پس در اینجا شما جنس را از آن صورت نوعیه بخواهید یا نخواهید انتزاع کردید چون هو جوهرٌ.

  • این اشکال و نقضى است که در اینجا به این مسئله وارد شد. و اما بنا بر آن مسئله‌اى که عرض شد، إ‌ن‌شاءالله جلسۀ بعد تا سر مطلب شاید برسیم که آن عرض خودمان را دوباره بازگو مى‌کنیم با اضافاتى که راجع به این قضیه صحبت نشد، نسبت به حرکت جوهریه إن‌شاءالله با آن کیفیت خیال مى‌کنم دیگر به‌طورکلی حسم1 [مادۀ نزاع] چیز بشود که اصلاً به‌طورکلی یک حقیقت بیشتر وجود ندارد و آن تشخّص شیء‌ است و دراین صورت دیگر ما ماده‌ای براى اشیاء نمى‌توانیم تصور کنیم هرچه هست فقط صورت محضه و فعلیت محضه است.

    1. . حسم: نابودی و قاطع. (محقق)
/ 613