اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ماده و صورت در حرکت جوهری

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

1
  • درس ششصد و نود و پنجم

  • علت عدم اخذ جنسیت از صورت، و اخذ آن از ماده طبق کلام مرحوم آخوند

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • فَكونُ النفسِ جوهراً مُجرّداً و إن كانَ حقاً لكنَّ كونَها مُقومةً لِوجودِ الجِسمِ صادقاً علیها و علَى الجِسمِ بِالمعنَى الّذی هوَ بِاعتبارهِ مادةٌ، الجسمُ بِالمعنَى الّذی هوَ بِاعتبارهِ جنسٌ لیسَ باعتبارِ كونِها ذاتاً جوهریةً مُنفردةً فإنَّ كونَها حقیقةً أحدیة شی‌ءٌ و كونَها حالاً مِن أحوالِ البدنِ شی‌ءٌ آخَر نظیرُ ذلكَ ما یُقال فی دفعِ ما یَرِدُ على قاعدةِ الحُكماء أنَّ كلَّ حادثٍ یَسبِقُه استعدادُ مادة مِن الانتقاض‌ بِالنفوسِ المُجردةِ الحادِثة.1

  • در تقریر کلام مرحوم صدرالمتألهین؛ کلام ایشان از یک نقطه‌نظر حاوى دقت و نکتۀ مثبتى است در اینکه چرا جنسیت از صورت اخذ نمى‌شود و ما باید جنسیت را از ماده بگیریم و فصلیت را از صورت [بگیریم]‌. اگر نظر رفقا باشد مرحوم صدرالمتألهین به دو طریق نسبت به این مسئله پاسخ دادند که یکى طریق مشاء و حکماى مشاء بود که فرمودند که حقیقت جنسیت حقیقت مبهمه است و آن جهت اشتراک معنا ندارد که در جهت فعلیت لحاظ بشود بلکه باید در جهت ابهام آن مسئلۀ جنسیت مورد نظر قرار بگیرد نه استعداد، و صورة‌ الشى‌ء است که فعلیة الشى‌ء است و اگر آن صورت نباشد خود آن ماده در مقام ابهام خودش هیچ‌گاه ظهور پیدا نمى‌کند.

  • بنابراین قبل از اینکه این صورت شیء‌ بخواهد نسبت به ماده فعلیت به او بدهد ماده هیچ‌گونه ظهورى ندارد. نه شما مى‌توانید آن ماده را لمس کنید و نه آن را ببینید و نه بخصوصه تصور کنید. بله، شما مى‌توانید ماده‌اى را به‌عنوان ابهام در ذهن تصور کنید، بدون اینکه براى او مصداق خارجى درنظر داشته باشید ولى همان ابهامى را که حتى شما در ذهن تصور مى‌کنید خودش یک نوع تشخّص مِن الوجود دارد؛ وقتى که شما برنج را در ذهن خود تصور مى‌کنید حالا کاری ندارید به اینکه نوع برنج چیست، بالأخره هیچ‌وقت به‌جای اینکه تصور برنج کنید فیل یا یک شجر در ذهن شما نمى‌آید بلکه یک دانه‌اى حالا یک سانت کمتر یا بیشتر در ذهن مى‌آید و تشخّص ندارد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 42.