اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت صورت نوعیه و نسبت آن با نفس ناطقه

تحلیل جایگاه صورت نوعیه در اجسام و تمایز آن از نفس

14٬307
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم صورت نوعیه و جایگاه آن در فلسفه می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا درباره صورت نوعیه به عنوان یک عرض خاص لازم آغاز می‌شود و با تفکیک میان صورت نوعیه اجسام و حقیقت نفس ناطقه ادامه می‌یابد. استاد با تبیین این نکته که صورت نوعیه در جمادات و موجودات مادی، معلول علل فیزیکی و شیمیایی است، ارتباط آن را با نفس ناطقه نفی کرده و نفس را حقیقتی مجرد و مستقل از بدن می‌دانند. در ادامه، مسیر بحث به سمت چگونگی تجلی حالات نفسانی در بدن و تأثیرات آن بر صورت ظاهری انسان سوق پیدا می‌کند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت برخورداری از نور الهی برای شناخت حقایق و عبور از فتنه‌های آخرالزمان به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که شناخت باطن اشیاء تنها با تکیه بر عقل و حس میسر نیست.

تبیین حقیقت صورت نوعیه و نسبت آن با نفس ناطقه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم صورت نوعیه و جایگاه آن در فلسفه می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا درباره صورت نوعیه به عنوان یک عرض خاص لازم آغاز می‌شود و با تفکیک میان صورت نوعیه اجسام و حقیقت نفس ناطقه ادامه می‌یابد. استاد با تبیین این نکته که صورت نوعیه در جمادات و موجودات مادی، معلول علل فیزیکی و شیمیایی است، ارتباط آن را با نفس ناطقه نفی کرده و نفس را حقیقتی مجرد و مستقل از بدن می‌دانند. در ادامه، مسیر بحث به سمت چگونگی تجلی حالات نفسانی در بدن و تأثیرات آن بر صورت ظاهری انسان سوق پیدا می‌کند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت برخورداری از نور الهی برای شناخت حقایق و عبور از فتنه‌های آخرالزمان به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که شناخت باطن اشیاء تنها با تکیه بر عقل و حس میسر نیست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت صورت نوعیه و نسبت آن با نفس ناطقه

9
  • فَکونُ النفسِ جوهراً مجرداً و إن کان حقاً لکنَّ کونَها مقومةً لِوجودِ الجسم صادقاً علیها و على الجسمِ بِالمَعنى الذى هو بِاعتبارِه مادَة بِالمَعنى الذى هو باعتبارِه جنس.1

  • مرحوم آخوند مى‌فرماید: «اینکه نفس یک جوهر مجرد است صحیح است، از آنجایى که مقوّم وجود جسم است ـ این صادقاً خبر براى کون اول است ـ صدق مى‌کند بر آن صورت و جسمى که به آن معنا و به آن اعتبار، جسم را ماده بدانیم، الجِسم صدق مى‌کند. این فاعل براى صادق است و اسم فاعل در اینجا فاعل مى‌گیرد، به همان معنایى که این جسم به آن معنا جنس است».

  • لیسَ باعتبار کونِها ذاتاً جوهریةً منفردَه فإنَّ کونَها حقیقةً أحدیه شیءٌ و کونَها حالاً مِن أحوالِ البدن شیءٌ آخر.

  • «نه به اعتبار اینکه این نفس داراى ذات جوهرى است»‌، آن وجود فی‌نفسه دارد و براى خودش است، به اعتبار وجود لغیره و به اعتبار تعلقش به این جنابِ ماده است که در اینجا عنوانِ صورت نوعیت به خود مى‌گیرد و در تحت همان قانونى که ما گفتیم ـ صورت نوعیه عرض لازم خاص است و جوهر نیست ـ داخل مى‌شود.

  • فإنَّ کونَها حقیقة ... اوّلى وجود فى‌نفسه است و ذاتش حقیقت احدیتى است که ثانى ندارد و این در مقام ذات خودش محفوظ است و مربوط به خودش است ولى چون به بدن تعلق گرفته است، در اینجا عنوان صورت نوعیه پیدا کرده و صورت نوعیه هم که عرض لازمِ خاصِ است و جوهر نیست. به این حساب مى‌شود گفت که جوهر نیست و در تحت آن قاعدۀ کلى ما که صورتِ نوعیه، عرض لازم و خاص است داخل مى‌شود. بنابراین نمی‌توان جنس را از او اخذ کرد چون اخذ جنس باید از ذاتیات باب ایساغوجى باشد و عرضِ لازمِ خاص، ذاتى نیست.

  • نَظیرُ ذلک ما یُقالُ فى دفعِ ما یَردُ علىٰ قاعدة الحُکَماء أنَّ كلَّ حادثٍ یَسبِقُه استعداد مادةٌ مِنَ الانتقاض‌ بِالنفوسِ المجردةِ الحادثةِ كما هو رأی المعلم الأول.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 42.
/