اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مجرد و نوری نفس انسان

تبیین جایگاه روح در نظام هستی و بساطت نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت نفس و روح انسان از منظر حکمت اشراق و تفکر توحیدی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های حکمت مشاء درباره جوهریت نفس آغاز شده و با عبور از کثرت‌گرایی، به این نتیجه می‌رسد که نفس، حقیقتی مجرد و نوری است که ماهیت ندارد و از سنخ صورت و ماده نیست. در ادامه، با استناد به آیه شریفه «وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي»، جایگاه ممتاز روح انسان و ارتباط آن با صقع ذات الهی بررسی می‌شود. استاد با نقد اشتباهات رایج در فهم رابطه نفس و بدن، بر این نکته تأکید می‌کنند که روح، مالک و محیط بر بدن است و بدن صرفاً قالبی در کنترل نفس محسوب می‌شود. در نهایت، ضرورت دقت در انتخاب واژگان و حفظ اصالت زبان عربی در ترجمه و فهم متون دینی، به عنوان ابزاری برای درک دقیق‌تر حقایق هستی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

حقیقت مجرد و نوری نفس انسان

2
  • بله! ممکن است یک مثالى ما بیاوریم که یک عرضى ممکن است در تحت دو مقوله باشد؛ به یک عنوان و مصداق خارجى جنبۀ کیفى داشته باشد و به یک عنوان و مصداق خارجى جنبۀ اضافى داشته باشد و امثال‌ذلک ولکن اگر یک حقیقت و واقعیتى ذاتى یک شی‌ء باشد آن ذاتى که لا یَتغَیر و لا یَتبَدل است در همه‌جا حضور دارد، بنابراین اندراج یک شی‌ء در تحت مقولتین موجب رفع اشکال از کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت نخواهد بود.

  • این آن مطلبى است که راجع به کلام مرحوم آخوند بود و مطلبى که به نظر مى‌رسید. در اینجا مرحوم آخوند مسئله را یک قدرى دقیق‌تر بیان مى‌کنند و پا را از مسئلۀ جوهریت نفس یک مقدارى فراتر مى‌گذارند یعنى مطلب را از آن جنبۀ اشراق مورد تأمل قرار مى‌دهند که به‌طورکلی آنچه که تابه‌حال در مورد نفس و صورتیت او و ماده و جنسیت او صحبت مى‌شد مربوط به حکمت مشّاء و براساس تفکر کثرتى بود.

  • اما براساس تفکر توحیدى و اشراقى که همۀ عالم ظلال انوار ذاتیه به‌واسطۀ ظهور اسم و صفت در قوالب امکانیه است نفس، حقیقت مجرده‌اى است نوریه که این حقیقت مجردۀ نوریه به‌طورکلی داراى ماهیتى نیست که بخواهد صورت و ماده‌اى داشته باشد و از ترکّب صورت و ماده نفس تشکل پیدا بکند تااینکه این اشکالات پیدا بشود.

  • نفس عبارت از یک حقیقت مجردۀ نوریه

  • نفس عبارت از یک حقیقت مجردۀ نوریه است که به‌واسطۀ آن حقیقت نوریه و شکل‌بندى و کیفیت او و به‌خاطر آن نوع این ظهور حقیقت نوریه از سایر ظلال و انوار تفاوت و تمایز پیدا مى‌کند و با سایرین فرق مى‌کند و لذا در مبدأیت او گفته مى‌شود: ﴿وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ﴾1 که در اینجا نسبت نفس به صقع ذات تحقق پیدا کرده است؛ ﴿مِن رُّوحِي﴾، خداوند متعال براى هیچ‌کدام از اشیاء و مخلوقات و موجودات چنین تعبیرى را نیاورده است حتى راجع به ملائکه هم این تعبیر ﴿مِن رُّوحِي﴾ نیامده است. حتى راجع به روح که عنوان روح را در آنجا دارد، داریم: «أعظم مَلَک مِن ملائکتِه» که به‌عنوان روح است و امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در کیفیت تربیت و سیر رسول خدا به آن روح تعبیر مى‌آورند2 و حتى در بعضى از روایات که این آیه را به روح تفسیر مى‌کند، به آن روح نسبت مى‌دهند که حتى از جبرائیل و امثال‌ذلک هم بالاتر است.3

    1. . سوره حجر (15) آیه 29. افق وحى، ص 157:
      «زمانى كه از جهت خلقت مادى و معنوى او را استوار نمودم و به مرتبه استواء تام رسانیدم و از روح و ذات خود در آن دمیدم.»
    2. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 300.
    3. بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۲۳۱.