اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مجرد و نوری نفس انسانی

تبیین نسبت میان روح و ماده در دیدگاه عرفانی و فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت نفس و کیفیت تحقق ارواح پیش از خلق ابدان می‌پردازد. بحث با بررسی دو دیدگاه مشهور فلسفی یعنی جسمانیة‌الحدوث و روحانیة‌الحدوث آغاز شده و با نقد نگاه مادی به عالم، به دنبال یافتن حلقه‌ای مفقوده برای پیوند این دو نظریه است. ایشان با استناد به شواهد نقلی، مشاهدات عرفانی و نمونه‌های تاریخی، اثبات می‌کند که روح حقیقتی مجرد و نوری است که از ذات الهی نشئت می‌گیرد و نباید آن را در بند تعاریف مادی یا ماهوی محصور کرد. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های محدودکننده نسبت به ماده، این نکته تبیین می‌شود که تغییر در عالم، نه تغییر در ذات، بلکه تغییر در ظهور و تجلی است. در نهایت، این بحث به نتیجه می‌رسد که با اصلاح دیدگاه نسبت به ماده و درک حقیقتِ «إنیّت» روح، بسیاری از چالش‌های فلسفی در باب تجرد و حدوث نفس مرتفع می‌گردد.

حقیقت مجرد و نوری نفس انسانی

2
  • ظاهراً بنده این مسئله را در یکى از آن سه مقدمه؛ در مقدمۀ علمیه یا در کیفیت علم بارى یا در توحید افعالى صفاتى در آنجا در تألیف اخیر [افق وحى] همین مسئله را تا حدودى عرض کردم و در آنجا نمى‌خواستم خیلى مسئله را به‌صورت اصطلاحى و قلمبه و سلمبه بیان کنم در آن حدى که بالأخره قابل فهم براى همه است [بیان شد] و سعى کردم که مطالب در سطح پایین آورده بشود.

  • منشاء مقدمات بدیهى و اوّلیات

  • اما این یک مسئله و قضیۀ واقعى و مشخصى است که کاملاً این مسئله روشن است مخصوصاً براى ارباب کشف این قضیه واضح است و نیازى به توضیح ندارد بلکه براى همه ملموس است، مگر مقدمات بدیهى و اوّلیات از کجا نشئت مى‌گیرد از همین استقراء، مشاهدات، محسوسات، ملموسات و اینها نشئت مى‌گیرد. وقتى که بنده با چشم خودم دارم مى‌بینیم که یک فردى دارد در یک مجلس ازدواج و عروسی قبل از اینکه زمان عقدشان [برسد] به او مى‌گوید که اولین فرزند شما دختر و به این اسم خواهد بود و داراى این شکل و شمایل است و این‌طوری است دیگر چه جاى شبهه براى من مى‌ماند چه برسد به اینکه حالا مسائل دیگرى بخواهد اتفاق بیفتد. او که از الآن دارد مى‌گوید، او از کجا دارد این حرف‌ها را مى‌زند؟! بعد این عروسى انجام مى‌شود و نُه ماه، ده ماه، یک سال مى‌گذرد و فرزندى که متولد مى‌شود به عینه سر مویى با آنچه که گفته تفاوتى ندارد، او از کجا این حرف‌ها را زده بود؟! در عالم تخیل و توهم که نگفته بود و با خیال خودش که نیامده این مسائل را ببافد و یا امثال‌ذلک‌! وقتى حضرت امام رضا علیه‌السّلام به مأمون مى‌فرماید:

  • خداوند به تو پسرى از فلان کنیزت خواهد داد که «أشبَه الناس بِأُمّه» خواهد بود.1 حضرت تا فرزند را ندیده از کجا چنین مسئله‌اى را بگوید؟! حضرت از کجا مى‌داند که «أشبَه الناس بِأُمّه» هست؟! از کجا مى‌داند یک زائده در دست راست و یک زائده در پاى چپ دارد؟! از کجا مى‌داند؟! لابد یک چیزى هست که دارد خبر مى‌دهد. المَعدومُ لا یُخبرُ عَنه و لا یُخبرُ بِه این مسئله مى‌آید.

    1. عیون اخبار الرضا علیه‌السّلام، ج 2، ص 34.