اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر

تحلیل حقیقت وجودی و نقد دیدگاه‌های فلسفی پیرامون تجرد

14٬356
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبناییِ جایگاه نفس در مقولات فلسفی پرداخته و اشکال مرحوم علامه طباطبایی به مرحوم آخوند ملاصدرا مبنی بر اندراج نفس در تحت مقوله جوهر را واکاوی می‌کنند. بحث با تبیین حقیقت وجودی نفس و نقد قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» آغاز می‌شود و استاد با تفکیک میان ترکیب‌های مادی و حقایق مجرد، به این نتیجه می‌رسند که نفس و سایر موجودات مجرد، دارای «انیت صرفه» هستند و ماهیت به معنای حدّ وجود، امری جدا از نفسِ وجود نیست. در ادامه، با استناد به آیات و روایات، به کیفیت ظهور حقایق مجرد در مظاهر مادی اشاره شده و این حقیقت تبیین می‌شود که تمام موجودات در مراتب مختلف، دارای تجرد هستند. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم اصلاح مبانی فلسفی به‌جای تخریب آن‌ها، به اهمیتِ سلوک عملی و اعراض از دنیا در سیره بزرگان اشاره می‌کنند.

بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبناییِ جایگاه نفس در مقولات فلسفی پرداخته و اشکال مرحوم علامه طباطبایی به مرحوم آخوند ملاصدرا مبنی بر اندراج نفس در تحت مقوله جوهر را واکاوی می‌کنند. بحث با تبیین حقیقت وجودی نفس و نقد قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» آغاز می‌شود و استاد با تفکیک میان ترکیب‌های مادی و حقایق مجرد، به این نتیجه می‌رسند که نفس و سایر موجودات مجرد، دارای «انیت صرفه» هستند و ماهیت به معنای حدّ وجود، امری جدا از نفسِ وجود نیست. در ادامه، با استناد به آیات و روایات، به کیفیت ظهور حقایق مجرد در مظاهر مادی اشاره شده و این حقیقت تبیین می‌شود که تمام موجودات در مراتب مختلف، دارای تجرد هستند. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم اصلاح مبانی فلسفی به‌جای تخریب آن‌ها، به اهمیتِ سلوک عملی و اعراض از دنیا در سیره بزرگان اشاره می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر

10
  • روش شیخ محمد بهارى اصلاً یک روش خاصِ خودش بود سلوکش قلندر مآبانه بود و خیلى اهل شوخى و مطایبه و اینها بود و کارش را هم در این لابه‌لا انجام مى‌داد. مرحوم میرزا در کربلا در صحن نماز مى‌خواند، موقع نماز مغرب که مى‌شود یک‌دفعه همین‌که میرزا مى‌خواهد براى اقامۀ نماز مغرب بلند شود مرحوم بهارى مى‌آید سجاده‌اش را کنار سجادۀ میرزا مى‌گذارد و شروع به اقامه گفتن مى‌کند و الله اکبر می‌گوید و همه هم مى‌بینند ـ خب احترامش هم مى‌گذاشتند ـ و میرزا در اینجا یک مقدارى عقب مى‌آید که اقتداى به مرحوم شیخ محمد بهارى کند و همۀ جمعیت هم به او اقتدا مى‌کنند یعنى به مرحوم بهارى، در واقع نماز مغرب را این مى‌آید و سجاده پهن می‌کند و یا على می‌خواند. بابا ما آمدیم حالا چه کسى گفته تو هستى! بسیار خوب حالا یک شب هم ما بخوانیم و... همۀ جمعیت به مرحوم بهارى اقتدا مى‌کنند بعد از نماز بلند مى‌شود سجاده را در صف مى‌اندازد و نماز عشا را با میرزا مى‌خواند. بعد رو مى‌کند به آن افرادى که از او سؤال کردند مى‌گوید: از او مى‌توانید تقلید کنید زیرا من در تمام این نماز دیدم که او به‌اندازۀ سر سوزنى در دلش حتى خطور هم نکرد! خیلى عجیب است ها! حتى خطور هم نکرد چه برسد حالا بخواهد مبارزه کند! ممکن است در دل انسان خطور کند که بابا دکان و دستگاه ما را به‌هم زدی و کار ما را خراب کردی و... اما خب حالا عیب ندارد، شیطان است و کلنجار می‌رود [تا دفع کند] به قول مرحوم مطهرى دفع خواطر مى‌کند، معلوم است میرزا جلوتر از آقاى مطهرى بود چون دفع خواطر هم نمى‌کرد و راحت بود.

  • خلاصه گفت: دیدم به‌اندازۀ سر سوزنى حتى در دلش خطور هم نکرد که چرا این الآن اینجا آمده و ما را کنار زده و خودش ایستاده است. همین‌طور آرام نماز مغربش را خواند و بدون هیچ‌گونه مسئله...

/