اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر

تحلیل حقیقت وجودی و نقد دیدگاه‌های فلسفی پیرامون تجرد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبناییِ جایگاه نفس در مقولات فلسفی پرداخته و اشکال مرحوم علامه طباطبایی به مرحوم آخوند ملاصدرا مبنی بر اندراج نفس در تحت مقوله جوهر را واکاوی می‌کنند. بحث با تبیین حقیقت وجودی نفس و نقد قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» آغاز می‌شود و استاد با تفکیک میان ترکیب‌های مادی و حقایق مجرد، به این نتیجه می‌رسند که نفس و سایر موجودات مجرد، دارای «انیت صرفه» هستند و ماهیت به معنای حدّ وجود، امری جدا از نفسِ وجود نیست. در ادامه، با استناد به آیات و روایات، به کیفیت ظهور حقایق مجرد در مظاهر مادی اشاره شده و این حقیقت تبیین می‌شود که تمام موجودات در مراتب مختلف، دارای تجرد هستند. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم اصلاح مبانی فلسفی به‌جای تخریب آن‌ها، به اهمیتِ سلوک عملی و اعراض از دنیا در سیره بزرگان اشاره می‌کنند.

بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر

5
  • مَفهومُهُ مِن أعرَفِ الأشیاءِ***وَ کُنهُهُ فی غایَةِ الخَفاءِ1
  • آن «کنُه فى غایةِ الخفاء» به‌خاطر این است که ما آن حقیقت مجرده را نمى‌بینیم ولى اگر [به‌طور صحیح تعقل کنیم] و عقل را به‌کار بیندازیم آن‌وقت مى‌فهمیم که همان حقیقت مجردۀ نوریه که آن إنیّت صرفه بود و از آن وجود حق تنازل پیدا کرد، در همۀ این مرایا و اوانى و مظاهر، آن حقیقت ذاتىِ خودش را ازدست [نمى‌دهد] زیرا ذاتى لا یتغیر و لا یتبدل! وقتى که حقیقت وجودیه داراى تجرد باشد آیا ممکن است در جایى تجرد خود را ازدست بدهد؟! پس تجرد، ذاتى وجود نیست بلکه عارضى است و وقتى که عارض بود حقیقت وجود چیز دیگرى خواهد شد و هذا خلفٌ. اینکه ما وجود را یک حقیقت مجرده بدانیم و آن حقیقت مجرده، ذاتى او باشد، این ذاتى باید در همۀ مظاهر خودش، خودش را نگه دارد!

  • مرحوم شیخ اشراق دیگر نسبت به مسائل دیگر این را نفرمودند، فقط در مرتبۀ نفس و همان عقول مجرده و نفوس ملکوتیه توقف کردند و اى کاش ایشان مطلب را باز توسعه مى‌دادند و نسبت به سایر حقایق خارجیه هم این مسائل را مى‌فرمودند.

  • تجرد تمام موجودات!

  • بنابراین ما در خارج هیچ موجود مادى نداریم، تمام موجودات همه مجرد هستند منتها آن تجرد مختلف است؛ برحسب مراتبى که دارد ظهورات آن تجرد مختلف است و ظهورهایش فرق مى‌کند. حالا فرض بکنید چون این بیست گرم یا سى گرم هست بنابراین این ماده است؟! نه، عزیز من این بیست یا سى گرم ظهور آن تجرد است و تجرد خود را با بیست گرم مى‌سازد و وفق مى‌دهد، با سى گرم هم خود را وفق مى‌دهد، با یک فیل ده تنى هم خودش را مى‌سازد، با نهنگ کذایى هم مى‌سازد، با کوه دماوند و البرز و هیمالیا هم مى‌سازد، با تمام کهکشان‌ها و آن سیاراتى که ده‌ها میلیون سال نورى با ما فاصله دارند نیز مى‌سازد، با تمام اینها مى‌سازد، با عالم مثال و برزخِ علّىِ نسبت به اینها مى‌سازد، با ملکوت مى‌سازد، همین‌طور مدام با همه مى‌سازد تا برسد به آن صقع وجود که همان حقیقت وجودیۀ مطلقه است، با همۀ اینها مى‌سازد. وقتى که در اینجا می‌آید و همین‌که به مثال مى‌رسد ـ حالا بگوییم به این دنیا، غربی‌ها مثال و اینها را قبول ندارند ـ همین‌که به ماده مى‌رسد اسمش را فیزیک مى‌گذارند و همین‌که بالاتر از این مى‌رود مى‌گویند: چون نمى‌دانیم، اسم آن را متافیزیک مى‌گذاریم ولى تمام اینها همه در تحت متافیزیک هستند، فیزیک و متافیزیک همۀ اینها کنار مى‌روند و یک حقیقت باقى مى‌ماند و آن حقیقت مجرده است که آن حقیقت مجرده داراى صور مختلف و داراى مظاهر مختلف است.

    1. شرح المنظومة، ج 2، ص 59. الله شناسى، ج ‌3، ص 388:
      «مفهوم از وجود كه به ذهن مى‌رسد، از شناخته‌شده‌ترین چیزها مى‌باشد؛ اما به‌دست آوردن و فهمیدن كنه حقیقت وجود در نهایت پنهانى و استتار است.»