اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر

تحلیل حقیقت وجودی و نقد دیدگاه‌های فلسفی پیرامون تجرد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبناییِ جایگاه نفس در مقولات فلسفی پرداخته و اشکال مرحوم علامه طباطبایی به مرحوم آخوند ملاصدرا مبنی بر اندراج نفس در تحت مقوله جوهر را واکاوی می‌کنند. بحث با تبیین حقیقت وجودی نفس و نقد قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» آغاز می‌شود و استاد با تفکیک میان ترکیب‌های مادی و حقایق مجرد، به این نتیجه می‌رسند که نفس و سایر موجودات مجرد، دارای «انیت صرفه» هستند و ماهیت به معنای حدّ وجود، امری جدا از نفسِ وجود نیست. در ادامه، با استناد به آیات و روایات، به کیفیت ظهور حقایق مجرد در مظاهر مادی اشاره شده و این حقیقت تبیین می‌شود که تمام موجودات در مراتب مختلف، دارای تجرد هستند. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم اصلاح مبانی فلسفی به‌جای تخریب آن‌ها، به اهمیتِ سلوک عملی و اعراض از دنیا در سیره بزرگان اشاره می‌کنند.

بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر

6
  • کیفیت ظهور حقیقت جبرئیل برای رسول خدا

  • نسبت به این قضیه روایات عدیده‌اى داریم که فرض کنید خداوند بر حضرت موسى به آن شکل تجلى کرد، خداوند بر رسول خدا به آن شکل تجلى کرد، جبرائیل تجلى کرد درحالى‌که بال او [تمام جهات را] گرفته بود!1 جبرائیل که بال ندارد مثل کبوتر پر بزند! حالا بالش بزرگ‌تر باشد و کوچک‌تر باشد و تمام آن‌طرف عالم را بگیرد و این‌طرف عالم را بگیرد و...! رسول خدا نگاه کرد دید در مقابل، جبرائیل هست و در پشت سرش جبرائیل هست و در سمت راست و در شش جهت این حقیقت علمیۀ حضرت جبرائیل در آنجا بر رسول خدا تجلى مى‌کند! اینکه رسول خدا در این سمت مى‌بیند و در آن سمت مى‌بیند، [جبرئیل] سمت ندارد منتها چون این مواجهۀ با این حقیقت تمام وجود او را گرفته است همۀ جهات را از نقطه‌نظر مادى در برمى‌گیرد، به این معنا که ماده‌اى دیگر در اینجا مشاهده نمى‌شود! منتها ظهور آن حقیقت مجرده به این شکل است که انسان این پدیده را با این ظهور خاص مشاهده مى‌کند و چون این ظهور خاص سمت و جهت ندارد تمام وجود خود را منغمر در این ظهور خاص احساس مى‌کند. نه‌اینکه جبرائیل از آن‌طرف داشت حرف مى‌زد! آن‌طرف ندارد! جبرائیل دارد از صقع وجود رسول خدا با او تکلم مى‌کند و آن حقیقت علمیه‌اش دارد براى او ظاهر مى‌شود و آن صقع وجود چون جنبۀ خاصى را نمى‌بیند همه‌جا را مى‌بیند، نه‌اینکه یک نقطۀ مشخص را مشاهده بکند که نقطۀ دیگر فاقد او خواهد بود.

  • ماهیت نارِ مشاهَد حضرت موسی

  • خیلى مسائل عجیب است! آیات قرآن هم بر همین قضیه هست. همین قضیۀ حضرت موسى که از دل درخت صدا درآمد: ﴿إنِّيٓ أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخۡلَعۡ نَعۡلَيۡكَ إِنَّكَ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوٗى * وَأَنَا ٱخۡتَرۡتُكَ فَٱسۡتَمِعۡ لِمَا يُوحَىٰٓ2 این واقعه، واقعۀ عجیبى است! یعنى واقعاً همه چیز در قرآن هست منتها ما چشم خود را بسته‌ایم و به این مسائل توجه نمى‌کنیم! این درخت را حضرت موسى در آن موقع درخت دید یا درخت ندید؟! بالأخره ما کر و کور که نیستیم، این قرآن براى ما است یعنى براى ما آمده است و براى فهم ما آمده است، نمی‌شود همین‌طور شلّوها یک چیزی بیندازیم و رد شویم! حضرت موسى در آن موقع که دید: ﴿إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِقَبَسٍ أَوۡ أَجِدُ عَلَى ٱلنَّارِ هُدٗى3 این حقیقت ناریه، نار دید یا ندید؟! نار بود، گفت: دارم نار مى‌بینم. آن نار آتش بود؟! خدا با هیزم آتش روشن کرده بود؟! چراغ نفتی بود؟! چه بود؟! آتشی بود که آن حقیقت با نفت، هیزم، زغال سنگ، بنزین، گازوئیل نبود بلکه یک حقیقت ناریه‌اى بود که از نقطه‌نظر ظاهر نار مى‌نمود ولى نار نبود یعنى نارى که ما با آن انس داریم و مأنوس هستیم که باید توسط نفت باشد یا درخت یا بنزین یا پی و دنبه باشد، نبود. سابق با آنها [آتش روشن می‌کردند]. یک بنده خدایى رفته بود پیش یکى از آقایان که الآن هم هست خودش براى من مى‌گفت که ـ آن موقع مسئول یک سازمانى بود حالا دیگر بیشتر توضیح نمى‌دهم ـ رفتم و آن آقا گفت که این دستگاه‌های سازمان با چه ‌کار مى‌کنند؟ سوختشان چیست؟ او هم آرام گفته بود دنبه است قربان!

    1. تفسیر منهج ‌الصادقین، ج 10، ص 167.
    2. . سوره طه (20) آیه 12 و 13. انوار الملكوت، ج ‌1، ص 147، تعلیقه:
      «من هستم تحقیقاً پروردگار تو! پس دو نعل خود را از پا بیرون كن! تو اینك در وادى مقدّسى كه نام آن وادى طوى است مى‌باشى. و من تو را (به رسالت خود) برگزیدم، دراین‌صورت به سخن وحى گوش فرا ده.»
    3. . سوره طه (20) آیه 10.
      ترجمه: «[گفت:] از دور آتشی به چشم دیدم، باشد که یا پاره‌ای از آن آتش بر شما بیاورم یا از آن (به جایی) راه یابم.» (محقق)