
بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر
تحلیل حقیقت وجودی و نقد دیدگاههای فلسفی پیرامون تجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبناییِ جایگاه نفس در مقولات فلسفی پرداخته و اشکال مرحوم علامه طباطبایی به مرحوم آخوند ملاصدرا مبنی بر اندراج نفس در تحت مقوله جوهر را واکاوی میکنند. بحث با تبیین حقیقت وجودی نفس و نقد قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» آغاز میشود و استاد با تفکیک میان ترکیبهای مادی و حقایق مجرد، به این نتیجه میرسند که نفس و سایر موجودات مجرد، دارای «انیت صرفه» هستند و ماهیت به معنای حدّ وجود، امری جدا از نفسِ وجود نیست. در ادامه، با استناد به آیات و روایات، به کیفیت ظهور حقایق مجرد در مظاهر مادی اشاره شده و این حقیقت تبیین میشود که تمام موجودات در مراتب مختلف، دارای تجرد هستند. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم اصلاح مبانی فلسفی بهجای تخریب آنها، به اهمیتِ سلوک عملی و اعراض از دنیا در سیره بزرگان اشاره میکنند.
بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر
7حالا این نارى که جناب حضرت موسى دید ماهیتش چه بود؟! بالأخره چشمش دید و این را احساس کرد، این صدایى که از این درخت آمد آیا از درخت بود یا نبود؟! درخت بود، درخت سر جایش بود، ریشه داشت، این ریشهها در زمین بود، تنه داشت، ساقه داشت، برگ داشت، قبل از اینکه حضرت موسى به آنجا بیاید آن درخت در آنجا بود و یکدفعه سبز نشده بود. مثل معجزه امام رضا علیهالسّلام نبود که یکدفعه شیر را [از روی پرده] همینطورى راه انداخت!1 نه، آن درخت بود و در زمین بود منتها از آنجا صداى ﴿أَنَا۠ رَبُّكَ﴾ آمد؛ از خود این درخت این صدا آمد! از کجاى درخت صدا آمد؟ از کدام برگش آمد؟! چرا ما به این چیزها نباید توجه کنیم؟! از کدام شاخه صدا آمد؟! از کدام قسمت؟! آن حقیقت وجودیۀ إنیّه که جناب شیخ اشراق در اینجا مىفرماید، این حقیقت وجودیۀ إنیّه در آنجا براى حضرت موسى تجلّى مىکند! دیگر «از کجا آمد» در اینجا معنا ندارد و چون آن نفس و روح حضرت موسى متصل به همین حقیقت إنیّه شده در آنجا دیگر چشم همان را مىبیند که گوش مىشنود و فکر احساس مىکند. یعنى آن نفس در اتصالش به آن حقیقت ربطیۀ وجودیه، آن توحید را از این حقیقت استشمام مىکند. البته براى حضرت موسى در آنجا این قضیه روشن شد. قطعاً حضرت موسى از این مرتبه هم بالاتر رفته نهاینکه نرفته، براى اولیاء خدا از همۀ زمین و آسمان این ﴿أَنَا۠ رَبُّكَ﴾ بالا مىرود نهاینکه این درخت یک درخت مخصوصى بوده که خدا بهوسیلۀ جبرئیل آن را کاشته است که این بگوید و آن درخت بعدی نگوید.
حقیقت وجودیه همان حقیقت تجردیه
به قول مرحوم حاجى سبزوارى:
موسئی نیست که دعویِّ أنا الحق شنوَد *** ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست2 درختهاى مدرسۀ فیضیه هم دارند ﴿أَنَا۠ رَبُّكَ﴾ مىگویند، ﴿فَٱسۡتَمِعۡ لِمَا يُوحَىٰٓ﴾ میگویند ولى ما نمىشنویم. این چوب خشکى که در اینجا مىبینیم، این تیرآهن و این چراغ و تکتک سبزههایى که در اینجا هستند همه دارند همین را مىگویند. منتها در آنجا براى حضرت موسى این قضیه پیش آمده که نسبت به یک نقطه، نفس او اتصال پیدا کند، براى او در بعد از این مرتبه که ارتقاء پیدا کرده و همینطور براى اولیاى الهى همه تجلّی و مظهر مىشود. لذا باباطاهر هم مىفرماید:
- . عیون الأخبار الرضا علیهالسّلام، ج ۲، ص ۱6۷.
- . دیوان حکیم سبزواری، غزل 42.
