اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیم‌گیری انسان

نقش مراقبه در ثبات فکری و اتصال به عالم قدس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از ظرایف مهم نفسانی می‌پردازند که چگونه تغییر حالات درونی انسان، مستقیماً بر کیفیت تفکر و نوع تصمیم‌گیری‌های او اثر می‌گذارد. ایشان با اشاره به اینکه مغز و قوای ذهنی در این تغییرات ثابت هستند، علت تفاوت قضاوت‌های یک فرد در زمان‌های مختلف را ناشی از تغییر در تشکل نفسانی او می‌دانند. در ادامه، ضرورت مراقبه برای حفظ نفس در مرحله‌ای از استعداد و تهیؤ جهت دریافت حقایق نوریه مورد تأکید قرار گرفته و بیان می‌شود که بدون مراقبه، کدورت‌های نفسانی جایگزین معارف شده و مسیر تصمیم‌گیری را منحرف می‌کنند. همچنین با بررسی نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، این نکته تبیین می‌شود که چرا در مسائل حساس، به‌ویژه در موضوعاتی مانند مرجعیت، تبدل حال نفس می‌تواند موضوع را تغییر داده و استصحاب عدالت را با چالش مواجه کند؛ ازاین‌رو اتصال نفس به عالم قدس و طهارت روح، شرط لازم برای ارزیابی صحیح مسائل است.

تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیم‌گیری انسان

2
  • علت تأکید بزرگان بر مراقبه

  • به همین جهت است که بزرگان تأکید کردند که انسان باید داراى مراقبه باشد و این مراقبه او را در یک مرحلۀ استعداد و تهیؤ در تلقّى معارف قرار مى‌دهد. اگر مراقبه نباشد، آن حقایق علمیه دیگر روزنه‌اى پیدا نمى‌کنند چون اینها حقایق نوریه هستند که می‌بایست به قلب وارد بشوند و وقتى که نتوانستند وارد بشوند، به جاى او یک قبض بر افکار حاکم مى‌شود و قبض هم مشخص است که چه مسیرى را طى مى‌کند و چه راهى را مى‌رود. اینکه شما مشاهده مى‌کنید که یک فرد، امروز یک چیزى مى‌گوید و فردا یک چیز دیگر می‌گوید، علتش همین است. امروز یک حرف مى‌زند فردا 180 درجه خلافش را مى‌گوید، این به‌خاطر همین است که در دو حالت مختلف نفسانى است! مغزش که همان است و این مغز و سلول‌هاى مغزى که تکان نخورده و سر جایش هست. آنچه که تکان خورده آن حالت نفسانى است که آن باعث مى‌شود مسائل غیر واقعى در نفس او وارد بشود همین‌که آن حقایق علمیه مى‌خواهد پایین بیاید و نفس او را به‌کار بیاندازد قواى فعالۀ ذهنیۀ او را در تصرفات بخواهد وادارد چون جایى براى خود نمى‌بیند که به همان سذاجت خودش بخواهد وارد بشود، آن تبدیل به حالت کدورت نفسانى مى‌شود و کدورت نفسانى در فکر تأثیر مى‌گذارد و نتیجه طور دیگرى از آب درمى‌آید! دیروز این‌طور قضاوت مى‌کرد اما امروز طور دیگر قضاوت مى‌کند! دیروز وارد مجلس روضۀ سیدالشهدا شده بود و آن منبرى، آن سخنگو، آن ذاکر حالى داشت هوایى داشت حال‌وهوای مجلس تغییر پیدا کرده بود، راجع به تصمیم‌گیری خودش، تصمیم‌گیرى خاصى در آن مجلس براى او پیدا شده بود اما امروز وارد در یک مجلس دیگر مى‌شود که در آن مجلس غیبت هست در آن مجلس افراد دنیا هستند در آن مجلس صحبت‌هاى غیر خدا زده مى‌شود و همه اهل دنیا هستند اصلاً یک‌دفعه راجع به تصمیم‌گیری‌هاى دیروز که هنوز عمل نکرده است امروز فکر دیگرى برایش مى‌آید! هیچ با خودش فکر نمى‌کند که چرا دیروز من آن‌طور فکر کردم اما راجع به آن افراد امروز این فکر را مى‌کنم؟! چرا دیروز رحمت و عطوفت و شفقت بر من وارد شد، ـ خیلى قضیه مهم است! ـ چرا دیروز رحمت و شفقت بر من حاکم شد اما امروز قساوت حاکم است؟!