
تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیمگیری انسان
نقش مراقبه در ثبات فکری و اتصال به عالم قدس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از ظرایف مهم نفسانی میپردازند که چگونه تغییر حالات درونی انسان، مستقیماً بر کیفیت تفکر و نوع تصمیمگیریهای او اثر میگذارد. ایشان با اشاره به اینکه مغز و قوای ذهنی در این تغییرات ثابت هستند، علت تفاوت قضاوتهای یک فرد در زمانهای مختلف را ناشی از تغییر در تشکل نفسانی او میدانند. در ادامه، ضرورت مراقبه برای حفظ نفس در مرحلهای از استعداد و تهیؤ جهت دریافت حقایق نوریه مورد تأکید قرار گرفته و بیان میشود که بدون مراقبه، کدورتهای نفسانی جایگزین معارف شده و مسیر تصمیمگیری را منحرف میکنند. همچنین با بررسی نمونههای تاریخی و اجتماعی، این نکته تبیین میشود که چرا در مسائل حساس، بهویژه در موضوعاتی مانند مرجعیت، تبدل حال نفس میتواند موضوع را تغییر داده و استصحاب عدالت را با چالش مواجه کند؛ ازاینرو اتصال نفس به عالم قدس و طهارت روح، شرط لازم برای ارزیابی صحیح مسائل است.
تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیمگیری انسان
3یکى از افراد براى من تعریف مىکرد و مىگفت: ما در یک مجلسى بودیم خیلى مجلس خوبى بود و حالوهواى خوبى داشت، دربارۀ مطالب حافظ و اینها صحبت مىشد و در آن مجلس من یکدفعه یادم آمد که فلان شخص یک گرفتارى دارد، به یکى از افرادى که در آن مجلس بود گفتم ـ قضیه برای خیلى وقت پیش است برای ده سال پیش است. هر روز هزارتا از این قضایا اتفاق مىافتد ـ که همین الآن صبر کن برایش چک بنویسم چون اگر از این مجلس بیرون بروم و سر دفترم بروم دیگر نمىدهم! خودش گفت، خیلى صاف و رُک گفت که بیا همین الآن بنویسم. اگر از اینجا بروم و سر میزم بنشینم به تو نمىدهم. بعد از داخل کیفش صد تومان درآورد داد و گفت: بیا بگیر و برو و وقتى که رفت گفت: الآن دیگر به تو نمىدهم! خیلى این قضیه عجیب است! خیلى قضیه عجیب است! چرا نمىدهد؟! حالا خودش فهمیده این قضیه را و باید بدهد چون مراقبه این است که بدهد ولى خب حالا گفته که نمىدهد، چرا؟! چرا در آن مجلس فکرش به رأفت و عطوفت و ترحّم متمایل شد؟! چرا؟! چرایى دارد! چون براساس تفکر چک را برمىدارد مىنویسد، همینطورىکه نمىنویسد، در خواب که نمىنویسد، یک فکرى مىکند، این فکر از کجا آمد؟! چرا این فکر یک ساعت پیش بود ولی یک ساعت بعد نیست؟! چرا این عطوفت یک ساعت قبل بود ولى الآن این رحمت نیست و به جاى او قساوت آمد؟! چون مقتضاى حال این است؛ در آن مجلس چون صحبت اولیاء هست، صحبت از اشعار حافظ مىشود، چون از کلمات بزرگان در آنجا مطرح مىشود، چون حالوهوا حالوهواى روحانى است لذا نفس تغییر مىکند و این یک چیز طبیعى است! نفس تغییر مىکند براساس تغییرى که کرده تفکر هم تغییر مىکند و وقتى که تفکر تغییر کرد تصرفات هم تغییر مىکند و همه بهدنبال هم میشوند.
