اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیم‌گیری انسان

نقش مراقبه در ثبات فکری و اتصال به عالم قدس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از ظرایف مهم نفسانی می‌پردازند که چگونه تغییر حالات درونی انسان، مستقیماً بر کیفیت تفکر و نوع تصمیم‌گیری‌های او اثر می‌گذارد. ایشان با اشاره به اینکه مغز و قوای ذهنی در این تغییرات ثابت هستند، علت تفاوت قضاوت‌های یک فرد در زمان‌های مختلف را ناشی از تغییر در تشکل نفسانی او می‌دانند. در ادامه، ضرورت مراقبه برای حفظ نفس در مرحله‌ای از استعداد و تهیؤ جهت دریافت حقایق نوریه مورد تأکید قرار گرفته و بیان می‌شود که بدون مراقبه، کدورت‌های نفسانی جایگزین معارف شده و مسیر تصمیم‌گیری را منحرف می‌کنند. همچنین با بررسی نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، این نکته تبیین می‌شود که چرا در مسائل حساس، به‌ویژه در موضوعاتی مانند مرجعیت، تبدل حال نفس می‌تواند موضوع را تغییر داده و استصحاب عدالت را با چالش مواجه کند؛ ازاین‌رو اتصال نفس به عالم قدس و طهارت روح، شرط لازم برای ارزیابی صحیح مسائل است.

تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیم‌گیری انسان

4
  • براى همین مى‌گویند: آقا هرجا نرو! براى همین مى‌گویند: در هر مجلسى نرو! براى همین مى‌گویند: با هر کسى صحبت نکن! براى همین مى‌گویند: ببین رفیقت کیست! براى همین است مى‌گویند: در هر جایى نباید داخل شد! براى همین است که مى‌گویند: به‌دنبال مسائل دنیا نباید رفت! خب همین است. الآن آدم نگاه مى‌کند که طرف چقدر آدم صاف و خوب و صادق است یک هشت سال از قضیه مى‌گذرد وارد قضایا و مسائل مى‌شود تا نگاهش مى‌کنى اصلاً نمى‌توانى با او حرف بزنى! خب این هشت سال چه‌کار کرد؟! نمازش را که ترک نکرد! دزدى که نکرد! دزدى ظاهرى یعنى از دیوار که بالا نرفت، حالا جاى دیگرش را نمى‌دانم! شرب خمر که نکرد! کارهاى قبیحۀ ظاهریۀ محرّمۀ شرعیه که انجام نداد! این چیست که وقتى شما او را در آن وضعیت هشت سال قبل مى‌بینید مى‌خواهید با او صحبت کنید با او حرف‌ بزنید مى‌خواهید با او شوخى کنید مى‌خواهید با او دل بدهید و قلوه بگیرید، مى‌خواهید این ارتباط را برقرار کنید اما الآن یک لحظه جواب سلامش را هم نمى‌توانید بدهید و مى‌گویید: آخ آخ آخر این چیست؟! این تبدل حال است و در تبدل حال است که این وضعیت پیش مى‌آید!

  • در جلسۀ قبل عرض کردم در قضیۀ مرحوم شیخ محمد بهارى با میرزا محمدتقى شیرازى خب تا آنجایى مسئله مهم است که حتى مرحوم آقاى حکیم در مسئلۀ استمرار عدالت قائل به تبدل موضوع هستند و در آنجا حواشى و تقریرات را که دیده‌اید [می‌گویند] که اگر شخصى به مرحلۀ اجتهاد و ملکه رسیده باشد و داراى استحکام و اتقان باشد، این در یک وضعیت است و وقتى مسئلۀ مرجعیت و خلاصه مطرح شدنش میان همه و در روزنامه‌ها و تلویزیون و رادیو [مطرح می‌شود] و از این‌طرف و آن‌طرف آقایان می‌آیند و می‌روند و آن به دیدن بیاید و این به دیدن بیاید و اینجا رهنمود بفرمایید و آنجا رهنمود بکنید و... این حال حال دیگرى است. مرحوم آقاى حکیم در اینجا مى‌فرمایند که اینجا استمرار استصحاب جا ندارد! براى استمرار استصحاب، بقاى موضوع شرط است و وقتى که موضوع متبدل بشود استصحاب دیگر سالبۀ به انتفاء موضوع خواهد بود و به‌طورکلی مسئله فرق خواهد کرد. لذا در اینجا دوباره باید بروی او را امتحان کنی و بروی با او بنشینی با او حرکت کنی رفتارش را ببینی! سابق که هنوز به مرجعیت نرسیده بود با شما مى‌گفت و مى‌خندید و شوخى مى‌کرد، الآن که رسیده است سرش را این‌طورى پایین مى‌اندازد که اصلاً دیگر نمى‌شود بالا آورد! این چیست؟ همان عوض شدن موضوع است! حالا این‌طوری مى‌کند و با کسى که با او شوخى مى‌کند، اخم مى‌کند و عین مربّاى آلو است و این ابروها هفت مى‌شود و جواب نمى‌دهد! این همان کسى بود که پارسال از شب تا صبح در گعده صداى خنده‌اش از این‌طرف فیضیه تا آن‌طرف هم مى‌رفت حالا چه شد که یک کسى با او شوخى مى‌کند این‌طورى مى‌کند؟! این چیست؟! اینجا نمى‌شود استصحاب کرد. باید دید چه تغییراتى پیش آمد؟! من دارم کلام مرحوم آقاى حکیم را باز مى‌کنم و ایشان دیگر این‌طور نگفتند، فقط تا اینجا گفتند و حرف درستى هم زدند به نقل از اساتید خودش مرحوم نائینى و اینها [هم گفته است]، او الآن موقعیتش تغییر پیدا کرد و این مسئله مسئلۀ ریش، عمامه، لباس و بدن نیست. سلول‌هاى بدنى شاید تغییر پیدا نکردند وزنش همان است و شاید یک گرم هم اضافه و کم نشد، عمامه‌اش همان‌قدر است لباسى که مى‌پوشد همان لباس است خصوصیات ظاهرى همین است اما ما بدبختها و بیچاره‌ها فقط چشممان ظاهر را مى‌بیند! ریشى که الآن هست همان ریش هم پارسال بود پس آدم خوبى است! این عمامه که بالاى سر ما هست همان عمامه است که پارسال هم بود پس این آدم خوبى است! در ترازو و باسکول هم مى‌گذاریم و مى‌کشیم 80 کیلو 90 کیلو 100 کیلو وزنش بوده الآن هم همان است و تفاوت پیدا نکرده است. خب چه قضیه‌اى در اینجا فرق کرده است که مرحوم آقاى حکیم مى‌فرمایند: استمرار عدالت در اینجا جا ندارد. چه عوض شد؟! علمیتش که همان است یعنى همان علمیت، همان میزان از اطلاع، همان میزان تضلّع، همان میزان قوه، آن قدرت استنباط و اجتهاد که در سال گذشته بود الآن هم که حرف بزند می‌بینیم همان‌طور مى‌تواند صحبت کند بیان کند مطالب را بگوید و حلاجى کند، ریشه یابى کند و مدخل و مخرج قضیه براى او مشخص است و مى‌تواند مبانى را به‌دست بیاورد و فرقی نکرده است. پس چه چیزی فرق کرد؟! آن حیثیت و آن مسائل نفسى اوست که تغییر و تبدل پیدا کرده است! شاید گفته شود که تبدل پیدا بکند خب علمیتش که همان است! هان اینجا خطر و بزنگاه قضیه است که وجود مسائل علمیه و وجود اطلاعات ذهنیه و وجود مبانى به تنهایى نمى‌تواند کارى از او بربیاید! این حکم‌ چاقویى مى‌ماند در دست فرد که با او چه کند؟! آیا با او خیار و سیب پوست بکند یااینکه با او به شکم مردم بزند؟! این حکم این را دارد! چاقو خودش گناهى ندارد و وسیله‌اى براى استفاده فرد است حالا بسته به نوع استفاده‌اى که مى‌کند این مسئله مهم است.