اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیم‌گیری انسان

نقش مراقبه در ثبات فکری و اتصال به عالم قدس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از ظرایف مهم نفسانی می‌پردازند که چگونه تغییر حالات درونی انسان، مستقیماً بر کیفیت تفکر و نوع تصمیم‌گیری‌های او اثر می‌گذارد. ایشان با اشاره به اینکه مغز و قوای ذهنی در این تغییرات ثابت هستند، علت تفاوت قضاوت‌های یک فرد در زمان‌های مختلف را ناشی از تغییر در تشکل نفسانی او می‌دانند. در ادامه، ضرورت مراقبه برای حفظ نفس در مرحله‌ای از استعداد و تهیؤ جهت دریافت حقایق نوریه مورد تأکید قرار گرفته و بیان می‌شود که بدون مراقبه، کدورت‌های نفسانی جایگزین معارف شده و مسیر تصمیم‌گیری را منحرف می‌کنند. همچنین با بررسی نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، این نکته تبیین می‌شود که چرا در مسائل حساس، به‌ویژه در موضوعاتی مانند مرجعیت، تبدل حال نفس می‌تواند موضوع را تغییر داده و استصحاب عدالت را با چالش مواجه کند؛ ازاین‌رو اتصال نفس به عالم قدس و طهارت روح، شرط لازم برای ارزیابی صحیح مسائل است.

تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیم‌گیری انسان

7
  • این قضیه است که مرحوم آخوند را به این واداشت تااینکه این مطالب عرشى را بفرمایند و ما را متوجه این مسائل و قضایا بکنند که چطور مى‌شود که انسان به‌واسطۀ تبدل حال اصلاً تفکرش عوض مى‌شود! بابا اینها را خوانده ولى همین‌که خوانده عوض مى‌شود؛ تمام این علوم چه فلسفه باشد چه فقه باشد چه اصول باشد چه تاریخ باشد چه سایر مسائل باشد حکم ابزارى را مى‌ماند که این ابزار در دست افراد به‌واسطۀ ارادۀ فاعل تصرفات و کارهاى مختلفى انجام می‌دهند، آن ارادۀ فاعل از کجا مى‌آید؟ آن ارادۀ فاعل از کجا آمد؟! آن کسی که تا دیروز شما حکم به قتلش دادید حالا به‌خاطر یک قضیه‌اى که پیش آمد قضیۀ ظاهرى پیش آمد الآن مى‌گویید که نه حکمش قتل نبود! چند ماه زندان هم برایش کافى است این چند ماه زندانش را هم با ده یا بیست تومان به خودم دادن، تمامش می‌کنیم. بلند شو برو بین این تفاوت دیروز و امروز براى چیست؟! یک قضیه‌اى از دیروز تا امروز تغییر کرد، در این 24 ساعت چه اتفاق افتاد؟ باید بگردیم ببینیم قضیه چه بود؟! ممکن است سه یا چهارتا قضیه باشد؛ طرف زن بود؟ طرف مرد بود؟ طرف پول داشت؟ طرف بى پول بود؟ طرف طرف طرف طرف این 24 ساعت چه قضیه‌اى اتفاق افتاد که قضیه از اعدام تبدیل به چهار ماه حبس شد و بعد هم چهار ماه حبس [با پول خریداری شد و می‌گویند:] ان‌شاءالله توبه بفرمایید و دیگر از این کارها نکنید و از این خلاف‌ها انجام ندهید!

  • این تبدل موضوع است آقاجان! تمام درد اینها همین است! تمام درد پدر ما که مى‌گفتند: کسى باید زمام در دستش باشد که روحش متصل به عالم قدس باشد به‌خاطر همین است! آقاجان همین‌که دیدید قضیه از چه قرار است، به‌خاطر این مسئله است. پس خیلى این مسئله قضیۀ مهمی است! خیلى مسئلۀ مهمی است! آن کسى که در مجلس پدر ما شرکت مى‌کرد ـ حالا بیش از این توضیح نمى‌دهم ـ و موقع خواندن دعا همین‌طور اشک از چشمش مى‌آمد و مى‌گفت: من این مجلس را فقط نور مى‌بینم ـ ان‌شاءالله این حرفهاى ما به گوشش مى‌رسد و این مجلس را شاید بشنوند و بفهمند که راه را بیراهه رفتند ـ و مى‌گفت: تمام این مجلس نور محض است و حتى وقتى که ماشینش را حرکت مى‌داد پشت ماشین پدر ما آن زمانى که در تهران بودند حرکت مى‌کرد و وقتى که سفره مى‌انداخت و دوستان را غذا مى‌داد مى‌گفت همۀ اینها تبدیل به نور شد، چرا قضایایى پیش آمد که همین شخص شروع کرد به سبّ کردن و متلک گفتن و مسخره کردن و همه را ترسو خواندن و بعد هم راه را جدا کردن و رفتن! چه قضیه‌اى پیش آمد؟! پدر ما عوض شد؟ مسائلش عوض شد؟ چه شد؟ تو عوض شدى! آن روحانیتى که آن موقع داشتى الآن آن روحانیت را ازدست دادى! حالا که ازدست دادى پس خدایى که مى‌گویى، دیگر آن خدا نیست! اسلامى که مى‌گویى دیگر آن اسلام نیست! اسلامِ نفس است! اسلامِ شکم است، نمى‌توانى بگویى که آن موقع باطل بوده است! آن موقع را خودت اذعان دارى، اگر یک عکس و فیلم برمى‌داشتند گریه‌هایى که از چشمت مى‌آمد همه مى‌دیدند این تعریفهایى که از بعضى‌ها مى‌کردى آن تعریف‌ها را همه مى‌دیدند. تو عوض شدى! وقتى‌ که تو عوض بشوى خدایت عوض شده، اسلامت عوض شده، شریعتت عوض شده، تمام اینها عوض شده و در یک راستاى دیگر قرار گرفتى! خودت که سهل است بیچاره آن مردمى که تو دارى براى آنها حرف مى‌زنى! آنها هم خدایشان خداى زمان شرکت در جلسه‌ات نیست، فرق کرده و با این خدا الآن دارى با مردم صحبت مى‌کنى و با این طرز تفکر الآن دارى با مردم صحبت مى‌کنى و معلوم نیست مردم را به کجا مى‌برى! اینها را مردم باید بفهمند اینها را همه باید بفهمند. به ما که گفته بودند ـ حالا اگر نفهمیده بودیم حداقل به ما گفته بودند ـ ولى باید این قضایا روشن بشود که این خدایى که الآن این دارد می‌گوید، ریشۀ این خدا کجاست؟! بله، این ضبط هم مى‌گوید: خدا، اما ریشه‌اش چیست؟! این ضبط‌هایى که اینجا هستند پیچش را بزنید همۀ اینها براى شما خدا مى‌گویند، پیغمبر مى‌گویند، همه چیز مى‌گویند، شعر مى‌خوانند، حرف‌هاى خوب مى‌زنند، همۀ این چیزها برحسب اینکه چه در آن گذاشته‌اید می‌باشد که آنها همان را پس مى‌دهند! یک آهن است و یک سیم و اینهاست و بیش از این دیگر چیزى نیست، آن ریشه کجاست؟ آن قضیه همان قضیۀ تبدل موضوع است که او مى‌آید و مسائل را عوض مى‌کند و فرق مى‌کند.