
تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیمگیری انسان
نقش مراقبه در ثبات فکری و اتصال به عالم قدس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از ظرایف مهم نفسانی میپردازند که چگونه تغییر حالات درونی انسان، مستقیماً بر کیفیت تفکر و نوع تصمیمگیریهای او اثر میگذارد. ایشان با اشاره به اینکه مغز و قوای ذهنی در این تغییرات ثابت هستند، علت تفاوت قضاوتهای یک فرد در زمانهای مختلف را ناشی از تغییر در تشکل نفسانی او میدانند. در ادامه، ضرورت مراقبه برای حفظ نفس در مرحلهای از استعداد و تهیؤ جهت دریافت حقایق نوریه مورد تأکید قرار گرفته و بیان میشود که بدون مراقبه، کدورتهای نفسانی جایگزین معارف شده و مسیر تصمیمگیری را منحرف میکنند. همچنین با بررسی نمونههای تاریخی و اجتماعی، این نکته تبیین میشود که چرا در مسائل حساس، بهویژه در موضوعاتی مانند مرجعیت، تبدل حال نفس میتواند موضوع را تغییر داده و استصحاب عدالت را با چالش مواجه کند؛ ازاینرو اتصال نفس به عالم قدس و طهارت روح، شرط لازم برای ارزیابی صحیح مسائل است.
تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیمگیری انسان
8در مطالب فلسفى و مسائل عرفانى هم مطلب همینطور است مسئله به این کیفیت است لذا مرحوم علامه طباطبایى مىفرمودند: هر روز که من مراقبهام بیشتر باشد شب کیفیت فکرم نسبت به مطالب تغییر مىکند. این بهخاطر همین است. این مطلب را در اواخر عمر مىفرمودند، نهاینکه حالا در اوسط. البته مرحوم علامه رضوان الله تعالی علیه اینطور که من در نظر دارم و مورد تأیید مرحوم آقا هم بود ایشان در اواخر عمرشان به مرتبۀ عالیۀ از مراحل تجرد رسیده بودند. اینطور احساس من بود و وقتى به مرحوم آقا گفتم، ایشان هم تأیید کرده بودند. در اینجا قضیه فرق مىکند و مطالب هم فرق مىکند ولى تا وقتى که انسان در راه است قضایا پسوپیش دارد و فرازونشییب دارد، اینها همه بهخاطر همین است. الآن ما در یک موضوع هستیم پنج دقیقه بعد موضوع عوض مىشود لذا این استصحاب همینطور بیحساب نیست! حساب و کتاب دارد و موضوع باید سنجیده بشود؛ در مسائل مختلف در موارد مختلف باید این موضوعها و شخص، مورد نظر باشند. حالا نسبت به یک قضیۀ تقلید و مرجعیت و اینها اینهمه باید چیز [تحقیق و تدقیق] بکنید، در مسائل تربیتى دیگر چه باید کرد؟! دیگر به هر کسى نمىشود خلاصه [اعتماد] کرد و دیگر خطراتى که در آنجا هست خطرات بسیار بسیار بالا و موبقهاى است! مسائل آنجاست.
حقیقت وجود عبارت از وضوح مطلق
مرحوم آخوند در این بحث ظاهراً از آن حالات آنطورى پیدا کرده بوده و آن حقایقى که برایش روشن شده را بهعنوان نکتۀ مشرقیه آورده است یعنى آن تجلّى این مسائل از همان بالا بود که یک همچنین مسائلى را ایشان مطرح کرد و طرح این قضیه با این مطلب [آغاز مىشود] که تمام حقایق عالم وجود همۀ اینها جنبۀ نوریه دارند؛ جنبۀ نوریه یعنى جنبۀ کشف، چون حقیقت وجود خودش عبارت است از وضوح مطلق؛ وضوح بدون ابهام و هر چیزى که در آن ابهام باشد آمیخته با نقص و فقر است و آنچه که آمیخته با نقص و فقر باشد داراى ماهیت است و وجود، ماهیت ندارد.
