اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیم‌گیری انسان

نقش مراقبه در ثبات فکری و اتصال به عالم قدس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از ظرایف مهم نفسانی می‌پردازند که چگونه تغییر حالات درونی انسان، مستقیماً بر کیفیت تفکر و نوع تصمیم‌گیری‌های او اثر می‌گذارد. ایشان با اشاره به اینکه مغز و قوای ذهنی در این تغییرات ثابت هستند، علت تفاوت قضاوت‌های یک فرد در زمان‌های مختلف را ناشی از تغییر در تشکل نفسانی او می‌دانند. در ادامه، ضرورت مراقبه برای حفظ نفس در مرحله‌ای از استعداد و تهیؤ جهت دریافت حقایق نوریه مورد تأکید قرار گرفته و بیان می‌شود که بدون مراقبه، کدورت‌های نفسانی جایگزین معارف شده و مسیر تصمیم‌گیری را منحرف می‌کنند. همچنین با بررسی نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، این نکته تبیین می‌شود که چرا در مسائل حساس، به‌ویژه در موضوعاتی مانند مرجعیت، تبدل حال نفس می‌تواند موضوع را تغییر داده و استصحاب عدالت را با چالش مواجه کند؛ ازاین‌رو اتصال نفس به عالم قدس و طهارت روح، شرط لازم برای ارزیابی صحیح مسائل است.

تأثیر تبدل حال نفس بر تفکر و تصمیم‌گیری انسان

11
  • مظاهرَیت خاص هرکدام از ائمه علیهم‌السّلام

  • بنابراین با حفظ سِمَتِ ـ امروزه این کار را مى‌کنند و مى‌گویند فلانی با حفظ سمت فلان شغل را هم دارد یک کسى ممکن است پنجاه‌تا شغل داشته باشد با حفظ سمت 49 تا شغل دیگر هم داشته باشد ـ ظهوریه که آن ظهور در مسائل مختلف هست آن حقیقت نوریه محضه را انسان مشاهده مى‌کند لذا بزرگان در اینجا مطالب و مسائلى نسبت به خصوصیات مظاهرَیت خود ائمه علیهم‌السّلام دارند که هرکدام از این ائمه داراى خصوصیت هستند؛ آنچه که شما در حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام احساس مى‌کنید مى‌روید سامرا مى‌بینید که حرم عسگریین علیهماالسّلام فرق مى‌کند، این فرق براى چیست؟! حرم موسى بن جعفر علیهماالسّلام یک عظمت خاصى دارد که اصلاً خیلى مشهود است ولی آن عظمت و جلالت در حرم سیدالشهدا یک طور دیگر است و حال آدم در حرم سیدالشهدا فرق مى‌کند تا حرم موسى بن جعفر! انگار در حرم موسى بن جعفر جنبۀ خیلى قوى و یک نیروى قوى و یک احاطه مى‌آید و انسان را در خودش مى‌گیرد و فشار مى‌دهد و آن خصوصیات سلبیۀ انسان را مى‌کوبد و ازبین مى‌برد و آن رذایل همه را محو مى‌کند، این خصوصیت هست.

  • التجاء زیاد اولیاء به حرم موسى بن جعفر علیهما‌السّلام

  • لذا اولیاء خیلى به حرم موسى بن جعفر علیه‌السلام ملتجی مى‌شدند براى از بین رفتن أنانیّت! براى ازبین رفتن أنانیّت‌های خود و برای ازبین رفتن صفات رذیله نفسانى التجاء به موسى بن جعفر بیشتر از سایر ائمه مى‌شد. امام رضا علیه‌السّلام یک خصوصیت دیگر دارد ـ ولى همۀ اینها را شما نگاه بکنید، البته اینجا تناقض نیست یک نحوه جامعیتى است این خصوصیات به‌خاطر چیست؟ الآن زود آمدم این جمله را گفتم لذا براى بعد مى‌گذارم ـ این خصوصیاتى که شما در حرم‌ها مى‌بینید به‌خاطر کیفیت شدت آن ظهور خاص در آن امام است. در حرم عسگریین شما این جنبۀ ظهور جلالت حرم موسى بن جعفر را نمى‌بینید، در حرم امام هادى و امام حسن عسکرى این جنبه به یک انبساط متبدل مى‌شود کأنّ یک شخصى در دریای خنک می‌افتد به‌به به‌به چه‌قدر عالى و چه کیفى دارد! وقتی آدم در آنجا مى‌رود دلش نمی‌خواهد بیرون بیاید. من هر وقت به حرم عسکریین مشرف شدم اصلاً دلم نمى‌خواهد از حرم بیرون بیایم. اصلاً که انگار آدم رها مى‌شود، آن بهاء و آن صفا و آن انبساط و تجلّى پروردگار بر این دو نفس امام به‌نحوه‌اى است که به این کیفیت درمى‌آید! مى‌آییم مى‌بینیم حرم موسى بن جعفر فرق مى‌کند. مى‌آییم مى‌بینیم حرم امام رضا علیه‌السّلام یک طور دیگر است انگار امام رضا یک جامعیتى از پدر و از آن دارد! این خصوصیت فقط برای امام رضا علیه‌السّلام است. به حرم امیرالمؤمنین مى‌آییم در حرم امیرالمؤمنین انسان احساس مى‌کند که مجموع اینها اینجا جمع است و از آن نظر جلال، یک چیزى است که اصلاً نگو و نپرس است! از آن‌طرف نورانیت، عظمت، بهاء، بهجت و اینها طور دیگری است همان‌طورى‌که حضرت خودش در زمان حیاتش بود؛ او وقتى که شوخى مى‌کرد دیگر با همه حتی با پیغمبر و همه مى‌گفت و مى‌خندید که اصلاً مورد اعتراض و تعییب قرار گرفته بود و می‌گفتند: رجل دعابه!1 خیلى شوخى مى‌کند! حتماً حاکم باید این‌طورى مثل مرباى آلو باشد و ابرو هفت باشد؟! خود ایشان [خلیفۀ دوم] بزرگوار این‌طوری بود و خیال مى‌کرد اصلاً اگر کمی نیشش باز بشود حکومت از عرش پایین مى‌آید! ما این‌طوری هستیم و اگر کمی با مردم شوخى کنیم و بخندیم و حرف بزنیم خیال مى‌کنیم که طورى شده است. امیرالمؤمنین این‌طورى نبود! چرا امیرالمؤمنین با افراد شوخى مى‌کرد؟ چرا؟ چون فرمود: ـ همان حرفى که به ابن عباس زد ـ این حکومت به‌اندازۀ آب بینى بز ای بدبختها براى من ارزش ندارد.2 چون این‌طور بود لذا مى‌آمد با همه مى‌گفت و مى‌خندید و می‌گفت: گور پدر این چیزهایى که شما در عالم تخیلات خودتان بافتید و ریسیدید و بنا کردید و آسمان‌خراشها و... بابا برو پى کارت!

    1. بحار الأنوار، ج ۳۱، ص ۳۹۰.
    2. الطرائف, ج 2، ص 417.