
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
تفاوت اضطراب شیاطین با آرامش اولیاء در مسیر بندگی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود میپردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی میکنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشهکشیهای نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم مینمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پردهای مانع از درک مواهب غیب میشود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای تاریخی و عرفانی، نگاه عاریهای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینهساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیریهای بیهوده با ظواهر امور دعوت میکند.
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
12معنای حیّ
خیلى این عبارت، عبارت عجیبى است که ایشان مىفرمایند! ما تابهحال حىّ را فقط به آن چیزهایى که مىدانستیم که مثل چهارپا حرکت کنند و جنبوجوش داشته باشند و تحرک داشته باشند، این را حىّ مىگوییم ولى حیات ﴿وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾،1﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾2 این مسئلۀ جنبۀ حیات یعنى آن چیزى که جنبۀ بقاء دارد نه حرکت کند. ﴿ٱللَهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾3 خدا حىّ است، حىّ یعنى چه؟ خب خدا که نفس نمىکشد و راه نمىرود و جنبوجوش ندارد پس اینکه خدا حىّ است یعنى خدا بقاء دارد و عدم، در وجود خدا راه ندارد. این معنا معناى حیات است که از صفات ذاتى و لا ینفک است و بین مرتبۀ حىّ و مرتبۀ أحدیت فاصلهاى نیست! بهعکس علم و قدرت که اینها از صفات لازمۀ ذات هستند و لا یَنفکّ عَنِ الذّات هستند و نسبت به ذات جنبۀ معلولى دارند! ذات است که آن علم و قدرت را ابراز و اظهار مىکند ولى در اسم حىّ، اسم حىّ بالاتر و قویتر است و خیلى هم در باب اعداد و حروف آثاری دارد و در آثار ذکریِ اسم حىّ مسائلى گفتهاند و حتى در این قضیه کتابها نوشتهاند که این آثار حتى بر اسم علیم و قدیر هم مترتب نیست.
خیلى این اسم حىّ عجیب است و گفتنش و با او فکر کردن و اشتغال داشتن با او یک شرایط خاصّى هم دارد! و حتى بعضیها آن را در کیفیت تأثیر، مساوى با اسم هو مىدانند منتها یک تأثیر جامع، نه فقط خود آن تأثیر خاصى که مربوط به اسم هو است. این اسم حىّ اسم لا یَنفک است و اینهم معلول ذات نیست و مساوق با ذات است. از نظر مفهومى خب متفاوت است ولى از نظر مصداقى عینیت دارند. هرجا که آن هویت هوهویّه در آنجا تحقق دارد آن حقیقت حیات در آنجا هست و هیچکدام از اینها اصلاً نمىتوانند جدا بشوند. حیات را شما از آن هویت هو بگیرید او معدوم است. شما از حیات، آن هوهویت را بگیرید، حیات معدوم است. هردو از نقطهنظر حمل شایع مصداقاً یکى است ولى معنایش از نقطهنظر مفهومى معناى متغایر است. این نکته را باید درنظر داشته باشید و این معناى حىّ است.
- . سوره عنکبوت (29) آیه 64. امام شناسى، ج 8، ص 47:
«و بهدرستىكه خانه آخرت محلّ حیات و زندگى است، اگر مردم بدانند.» - . سوره روم (30) آیه 7. انوار الملكوت، ج 1، ص 130:
«كفّار و اهل غفلت از حیات دنیا، ظاهرى را دانستهاند. و ایشان از آخرت غفلت نمودهاند.» - . سوره بقره (2) آیه 255. امام شناسى، ج 14، ص 105:
«الله معبودى جز او نیست كه زنده است و قیّوم است.»
- . سوره عنکبوت (29) آیه 64. امام شناسى، ج 8، ص 47:
