
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
تفاوت اضطراب شیاطین با آرامش اولیاء در مسیر بندگی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود میپردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی میکنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشهکشیهای نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم مینمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پردهای مانع از درک مواهب غیب میشود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای تاریخی و عرفانی، نگاه عاریهای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینهساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیریهای بیهوده با ظواهر امور دعوت میکند.
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
14جنبۀ رشد حیّ
تلمیذ:﴿بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ﴾1 منظور همان جنبۀ بقاء را پیدا کردهاند؟
استاد: بله دیگر، به مرتبۀ بقاء رسیدند و دیگر در آنها رکون و رکود و سکون منتفى شده است و دائماً در حال حرکت و سیر هستند! ولى کافر و منافق در اینجا دیگر رکود پیدا کرده و در همانجا ایستاده است و دیگر نفسش قابلیت براى ترقّى و صعود را ازدست داده و همان است. افراد عادى هم همینطور هستند مثلاً افراد عادى که در مرتبۀ تربیت نیستند با هر وضعیت که از این دنیا بروند همانجا مىمانند. در هر حالتى که هست در همانجا هست؛ یک قدم نه جلو مىرود نه عقب میرود. حالا ممکن است آدم بدى هم نباشد اما آن کسى که ﴿أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ﴾ است آن حىّ، جنبۀ رشد دارد یعنى مدام در حال تکامل و ازدیاد است و مدام براى او دارد دگردیسى انجام مىشود. مدام تغییر و تحول دارد انجام مىشود ولى بقیه نه، أصحاب الیمین هستند و همینطورى ایستادهاند و در همان مرتبۀ خودشان هستند!
عرفان ملاصدرا
تلمیذ: ملاصدرا با اهل عرفان ارتباط داشته است؟
استاد: بله، ایشان اهل ارتباط بود منتها از یک عارفى که مصطلح است نبوده است. خودش براى خودش حالاتى داشته است و با شیخ بهایى و میرداماد خب محشور بوده و میرداماد و بهخصوص شیخ بهایى هم اهل ریاضات بودند. در احوالات ملاصدرا هم مىخواندم در بعضى از سفرهایش با بعضى از اهل دل هم ملاقاتهایى داشته است.
گله از تأخیر ظهور در محضر امام صادق
تلمیذ: روایتى است در تأیید فرمایشات حضرتعالى از امام صادق علیهالسّلام شخص پیرمردى بود صد سال سن داشت و میرود از امام صادق شکایت و گله مىکند که وقت ظهور و اینها چه شد؟ ما معطلیم مسائل حل بشود. حضرت مىفرمایند که تو چهکار به این حرفها دارى؟! اگر عمرت کفاف بدهد خب هستی اگر هم از دنیا بروی باز هم تفاوتى نمىکند.2
- . سوره آل عمران (3) آیه 169. امام شناسى، ج 5، ص 148:
«بلكه زندگاناند، و در نزد پروردگارشان روزى مىخورند.» - . الکافی، ج 5، ص ۱۰۰، با قدری اختلاف.
- . سوره آل عمران (3) آیه 169. امام شناسى، ج 5، ص 148:
