اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت نوریه و سکون ملائکه

تفاوت اضطراب شیاطین با آرامش اولیاء در مسیر بندگی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود می‌پردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی می‌کنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشه‌کشی‌های نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم می‌نمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پرده‌ای مانع از درک مواهب غیب می‌شود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های تاریخی و عرفانی، نگاه عاریه‌ای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینه‌ساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیری‌های بیهوده با ظواهر امور دعوت می‌کند.

حقیقت نوریه و سکون ملائکه

1
  • درس هفتصد و سوم

  • إنّیات صرفه در مورد نفس

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • در ادامۀ مطلبى که مرحوم آخوند راجع به إنّیات صرفه در مورد نفس داشتند و در واقع مى‌توانیم بگوییم که ایشان در تتمۀ مطالب شیخ اشراق این مطالب را مى‌فرمایند، به این نکته اشاره مى‌کنند که ما اصل و حقیقةُ الشى‌ء را که شیئیةُ الشىء لا بِعوارضه و جَوانبهِ و آثارهِ است را باید در خود همۀ اشیاء ملاحظه کنیم و ببینیم در این شیئیةُ الشِى‌ء بِصورته لا بِمادته مقصود از این صورت همان جهت فصلیتى است که آن جهت فصلیت موجب تحقق این حقیقت مبهمۀ شیء در خارج است؛ یعنى به‌طورکلی وقتى که جنس و فصل را درنظر مى‌گیریم، جنس یک حقیقت مبهمه مى‌شود و حقیقت مبهمه که وجود خارجى و وجود استقلالى ندارد. اصلاً ابهام با تشخّص منافات دارد و ابهام با تعیّن در تناقض است. ابهام یعنى عدم مشخص بودن. خب چیست که مشخص نیست؟! باید یک چیزى باشد، باید یک تشخّصى در خارج باشد حالا شما اطلاع ندارید، ندارید آن یک مسئلۀ دیگر است اما نه‌اینکه آن در خود هویّتش هم مبهم باشد خب این دلیل معنا ندارد. یک شیئی هم وجود داشته باشد و هم نتوانیم به آن اشاره کنیم! هم وجود داشته باشد و هم نتوانیم به آن دست بگذاریم! هم وجود داشته باشد و هم نتوانیم از آن صحبت کنیم! خب این چیست؟! یک شیر بى یال و دم و اِشکُم است دیگر که هیچ تصورى برای او نیست و فقط یک مفهومى است ‌که انسان آن مفهوم را در ذهن خودش مى‌پروراند و بعد اسمش را جنس و حیوان مبهم مى‌گذارد.

  • لذا فرمودند که ماهیت طبیعى اشیاء به همان فرد خارجى است؛ یعنى چیزى غیر از آن فرد خارجى وجود ندارد و آن چیزى که در ذهن است بالأخره به‌واسطۀ همان حقیقت ذهنیه که آن خودش نوعٌ مِن الوجود است شکل مى‌گیرد و باز هم او یک وجود خارجى است؛ وجود خارجى که ظرف تحققش ذهن است و در خارج تحقق و تحصّل پیدا مى‌کند.