اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز می‌شود و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح می‌رسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی می‌شود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوت‌های صرفاً ظاهری تأکید می‌گردد.

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

12
  • تلمیذ: ظاهراً بعضى‌ها نسبت به معاد جسمانى ...

  • استاد: بله، البته خود مرحوم آخوند هم در اینجا اشاره‌اى دارد که اصلاً در بحث معاد جسمانى هم مسئله به همین کیفیت است. چون وقتى که روح در آنجا به آن مرتبۀ تکامل خودش مى‌رسد بدن را از این خصوصیات بدنیّت مادّیۀ دنیویه خارج مى‌کند و با خود تشکّلش در آنجا هم‌سنخ مى‌کند. هم‌سنخى بدن با روح در آنجا عبارت از همان بدن مثالى است که با بدن مثالى بتواند بیشتر از آثار تجرد بهره بگیرد و آن دست‌وپاگیرى که در این دنیا نسبت به تصرفات نفس و روح هست، آن دست‌وپاگیرى وجود نداشته باشد. البته یک هم‌چنین بحثى هست و از این نظر اشکالى هم ندارد؛ یعنى نه‌اینکه حالا اگر این بدن باشد ایراد پیدا مى‌شود ولى استدلال بر وجوب بدن مثالى از این راه نمى‌شود کرد ولى خب اشکال ندارد که آن‌هم باشد، ولى بر وجوبش نمى‌شود استدلال کرد.

  • رابطۀ بین جنبۀ‌صوری با نورانیت بدن

  • صحبت در اینجاست که این بدن به‌واسطۀ نفس و به‌واسطۀ صورت نوعیه در تحت تسخیر نفس و روح‌ درمى‌آید. پس ما از این نقطه‌نظر مشاهده مى‌کنیم که هرچه جنبۀ صورى قوی‌تر باشد جنبۀ نورانیت بدن بیشتر است، نه‌اینکه شر و ظلمت در او بیشتر است.

  • خب این چیزی نیست بخوانیم تا سر آن مسئله برویم تا بعد مطلبی را عرض کنیم.

  • ذكرٌ إجمالی:

  • كُلما كانتِ الصورةُ أشدَّ فّعلیةً و شرفاً و نوریةً كانتِ المادةُ القابلةُ لَها أشدَّ انفعالاً و خسةً و ظلمةً.

  • ذكرٌ تفصیلی:

  • الهیولَى الأولىٰ كَما سَیتّضِحُ مَنبعُ الخِسَّةِ و مركزُ دائرةِ الشَّر و الوَحشة تلكَ عَجوزةٌ شوهاء.1

  • در مراتب تجرد مثل نامى، حیوان، انسان، مراتب انسان و امثال‌ذلک أشدُّ انفعالاً درست است ولى از نظر خسّت و ظلمت اینکه این عدیمُ الآثار ِوجودیةِ لِلمادة است از این نقطه‌نظر محل ایراد است.

  • این هیولاى اولیه منبع خست و منبع دایرۀ شر و وحشت است. اسمش را هم هیولا گذاشتند! می‌گوییم که فلانی مثل هیولا مى‌ماند یعنى آدم از او خیلى وحشت مى‌کند. از نظر وحشت و اینها هم به‌خاطر اینکه ابهام محض است و اصلاً جنبۀ وجودى ندارد، آدم نمى‌تواند تصور بکند که این چیست، واقعیتش چیست، هیچ اُنسى با او ندارد و هیچ جنبۀ استقرارى ندارد حالا تااینکه صورت نوعیه بخواهد بر او بیاید. این آن عجوزۀ زشتى است که رویش را تا اینجا گرفته و فقط چشم‌هایش پیداست که مبادا صورتش مشخص بشود و همۀ خواستگارها فرار کنند!

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 45.