
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه میپردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز میشود و با نقد دیدگاههای رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه مییابد. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثالهای عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس میپردازند و نشان میدهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح میرسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی میشود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوتهای صرفاً ظاهری تأکید میگردد.
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
4سختی تربیت انسانهای سوسمارگونه
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ گاهى از اوقات یک تعبیرهایى مىآوردند و مىفرمودند که بعضى از آدمها عین سوسمار هستند. یک سوسمارهاى بزرگ هستند که اینها یک دندانهاى خیلى قوى دارند و خیلى قوى هستند و وقتى که مىگیرند اصلاً رها نمىکنند و بعضى از اینها اتفاقاً کنار دجله و آنجاها هم دیده مىشدند. [مرحوم آقا] مىگفتند که یکى از دوستان ما داشت سفر مىرفت با همان اسب و فلان و این حرفها. پیرمرد بود براى مرحوم آقا تعریف مىکرد وقتى که در نجف بودند داشت به سامرا مىرفت و کنار [رود] سامرا مىنشیند یکدفعه مىبیند یک زارعى از همانهایی که کنار سامرا هندوانه مىکاشت داد مىزند. میگفت که ما جلو رفتیم دیدیم یکى از این سوسمارها بیل او را در دهانش کرده است و رها نمیکند! سوسمار آمده به زارع [حمله کند]، زارع با این بیلى که در دستش بود به طرفش فشار داد ـ دسته بیل و بساط و اینها ـ و او هم گاز گرفت و رها نمىکند! بابا بیل که آهن است رهایش کن! هرچه این مدام بکش و آن مدام بکش [فایده نداشت] یعنى حتى بیل را رها نمىکند که این بیاید و چیز کند و همینطور سفت گرفته بود و زورش هم زیاد است و او هم نمیتواند پس بگیرد. خلاصه دیگر ما آمدیم و اینقدر سنگ و فلان و این حرفها زدیم که رها کرد و رفت و دیگر به اینطرف نیامد. مىگفتند که بعضى از این آدمها اینطورى هستند و اصلاً اینها را نمىشود تربیت کرد! وقتى به یک چیزى مىچسبند جانشان دربیاید، آنچه که در کلهاش هست درنمىآید! عین آن سوسمارى که بیل را گرفته رهایش نمىکند و همینطور زمخت و همینطور سفت بر یک چیزى هستند و کارهایى انجام مىدهند.
خلاصه مورد نظر مرحوم آخوند باید اینطور نفوس مستعده [باشد] منتها استعداد در توقف، نه استعداد در تبدل و در تغیّر. در توقف و ایستادن و حرکت نکردن ماشاءالله نمرۀ آنها صد است و از آنچه که بوده هیچ تنازل نمىکنند.
