اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز می‌شود و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح می‌رسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی می‌شود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوت‌های صرفاً ظاهری تأکید می‌گردد.

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

5
  • ‌ یکى از این افرادى که فوت کرد «فاذکرو موتاکم بالخیر»1 بالأخره فوت کرد، همین جاها بود و اواخر عمر هم یک ترّهات و یک چیزهایى اِصدار فرمودند. بله! یک شخصى نقل مى‌کرد مى‌گفت که من راجع به نوشته‌هایش گفتم که چه حرف‌هایى زده و چه مسائلى مطرح کرده است! گفت که آقا بنده ایشان را مى‌شناسم. آن شخص هم از فضلا و علما است. مى‌گفت که بنده ایشان را مى‌شناسم و در یک جریانى سر یک کتاب و فلان این حرف‌ها سر یک فونت‌ ما باهم اختلاف‌نظر داشتیم. مى‌گفتم که آقا این به‌درد این مى‌خورد. مى‌گفت که نه‌خیر، این خوب است. مدام من استدلال مى‌کردم؛ آقا الآن این فونت مناسب با این است و مردم این را [می‌پسندند.] مى‌گفت که نه‌خیر این خوب است. مى‌گفتم که بابا بلند شویم برویم ـ دیگر چه بگویم ـ این مغازه‌ها را از این سه راه موزه بگیریم تا دم صفائیه بالا برویم. این دوتا را نشان مى‌دهیم اگر از این هزار مغازه‌ها سه نفر گفتند که این بهتر است ما حرف شما را می‌پذیریم. گفت که نه‌خیر! اگر از اول قم تا آخر قم بگویند که این بهتر است من مى‌گویم که این بد است. خب این عین همان سوسمار است! آخر کارش هم مى‌رسد به همان چیزهایى که دیدید چه نوشتند! چه شد! این قضیه عین همان سوسمار است. برای این آدم اگر پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم بیاید و بگوید که آقا من گفتم: «ائتونی بِدَواةٍ وَ صَحیفَةٍ اکتُب لَکم کتاباً لا تَضِلّوا بَعدَهُ ابَداً»2 مى‌گوید که بیخود کرده! آن کارش بیخود بود؛ یعنى اگر خود رسول الله هم بیاید، این مى‌گوید که نه‌خیر! عُمر یک هم‌چنین کارى نکرده است. خب یک هم‌چنین آدمی را باید رهایش کرد فى أمان الله! این همان قضیۀ سوسمار است که بیل را گرفته و هرچه در سرش مى‌زنند که بابا بیل را رها کن و بیا مرد را بگیر که یک چیزى نصیبت شود! پاچه را بگیر یا کله‌اش را بگیر. نه! بیل را [می‌گیرد] خب آهن که نمى‌توانى بخورى بابا! آهن که به‌دردت نمى‌خورد. می‌گوید که نه، آهن را گرفتم همین را باید از دستش بکشم. خب خیلى‌ها این‌طور و این قِسم هستند خب حالا این‌هم یک‌طور و یک قِسم است.

    1. عوالی اللئالی، ج ۱، ص 4۳۹:
      «قالَ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: اُذكُروا مَحاسِنَ مَوتاكُم.»
    2. طبقات الکبری، ج ٢، ص ٢٤٢. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج 1، ص 269.