
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه میپردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز میشود و با نقد دیدگاههای رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه مییابد. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثالهای عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس میپردازند و نشان میدهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح میرسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی میشود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوتهای صرفاً ظاهری تأکید میگردد.
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
10خب این بهخاطر جنبۀ شروریتش این اوصاف و آثار را دارد یا بهخاطر جنبۀ کمالى این اوصاف را دارد؟! کدامیک از اینهاست؟ آیا شرافت پاى شما بالاتر است که به هر جا مىتوانید بزنید یا به هر جا برود، یا این مغز سرکار با این سلولها و خصوصیاتى که دارد؟! کدامیک از این دوتا بیشتر آسیبپذیر است؟! آن ناخن شما که مىگیرید آسیبپذیرتر است یا این چیزها؟ این مسئله به این کیفیت نیست که در اینجا مطرح است.
قوى شدن جنبۀ مطاوعى بهواسطۀ اشتداد صورت نفسیه و صورت نوعیه
آنچه که در اینجا هست این است که عکس قضیه است. هرچه جنبۀ تجرد صورت نوعیه نسبت به مراتب تجرد قویتر باشد تأثیر او در این جسم و همسنخ کردن آن حیثیت قابلى به حیثیت فاعلى بیشتر خواهد بود. عکس آنچه را که گفته شده است. البته مرحوم حاجى هم به همین کیفیت تقریر کردهاند، نه به این کیفیت که من عرض مىکنم. این جنبۀ نوریت و جنبۀ تجردى که در اینجا هست این جنبۀ تجرد باعث مىشود که قابل را به آن مرتبۀ خود نزدیکتر کند و آن خصوصیات سلبیه را تبدیل به خصوصیات نوریه کند. لذا شما مشاهده مىکنید که آن نفس و روح است که بدن را در اختیار مىگیرد و آن مطاوعه را به حدّ کمال مىرساند. یک انسانى که از این مسائل عالیه و راقیه برخوردار نیست نمىتواند نفس خود را بهکار بگیرد. او آنچه را بخواهد انجام بدهد بر صلبیت این بدن بهکار مىگیرد و اضافه مىکند ولی او را نمىتواند به استخدام بگیرد و نمىتواند جنبۀ مطاوعه را در او تشدید کند ولى همین نفس وقتى که صورت نوعیهاش تغییر پیدا کرد و به مراتب تجرد رسید یا به مراتب مثالیه حتی غیر از مراتب نورانیت رسید، شما مىبینید این بدن را در اختیار مىگیرد و خصوصیات مادیه را از او سلب مىکند. کارهایى از این بدن انجام مىدهد که سایر افراد انجام نمىدهند. تصرفاتى در این بدن مىکند که سایر افراد نمىکنند؛ روى آب راه مىرود، روى هوا راه مىرود، طىّ الأرض مىکند، تولید ابدان مىکند، باعث خرق و التیام و اینها مىشود و از دیوار رد مىشود! اینکه از دیوار رد مىشود چطور الآن من نمیتوانم رد شوم و تا بخواهم بروم صاف این پیشانى به دیوار مىخورد ولى او مىآید یکدفعه شما نگاه مىکنى اِ آنطرف دیوار پیدا شد! مىگوید که سلام علیکم حال شما خوب است! اینکه الآن این حیثیت را انجام مىدهد این حیثیت مادیه چه شد؟ این صلبیت چه شد؟! این صلبیت و این استقامتى که در این بدن بود کجا رفت؟! پس این استخوانها کجا رفت؟! سر اینقدرى کجا رفت؟! آن جنبۀ مطاوعى در او بهواسطۀ اشتداد صورت نفسیه و صورت نوعیه قوى مىشود که این اشتداد صورت نوعیه جنبۀ علّى دارد و بدن را مىگیرد و در خود هضم مىکند و او را به هر کیفیتى که بخواهد درمىآورد؛ گاهى روى زمین حرکت مىکند! گاهى وزن خود را مىتواند از شصت کیلو به ششصد کیلو تغییر بدهد و آن جنبۀ تراکم را مىتواند بهنحوى تقویت کند که ارتباط فیزیکى با آن زمین بهنحوى باشد که باعث بشود آن میزان بالا برود! گاهى اوقات وزن 120 کیلویى خود را مىتواند به دو گرم تقلیل بدهد! 120 کیلو کنار مىرود و تبدیل به دو گرم مىشود. شما مىبینید روى آب راه مىرود مثل پر کاهى این کار را دارد انجام مىدهد.
