
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه میپردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز میشود و با نقد دیدگاههای رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه مییابد. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثالهای عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس میپردازند و نشان میدهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح میرسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی میشود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوتهای صرفاً ظاهری تأکید میگردد.
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
15تلمیذ: اگر وقت هست آن قبلی بحث را تکمیل بفرمایید.
استاد: آهان! شما دوباره یادآوری کنید اصلاً این دفعه که آمدیم همان را به آخر میرسانیم.
تلمیذ: نکتۀ زیبایى که دربارۀ تجرد نفوس...
استاد: بفرمایید، سمع که داریم گرچه نطق نداشته باشیم! بفرمایید.
تلمیذ: فرمودید که شیء که تجرد دارد با ظهورش در عالم ماده هم تجردش را ازدست نمىدهد. آیا اینکه تجردش را ازدست نمىدهد نسبت به تمام اوصاف همینطور است یا صرفاً تجرد است و بساطش را هم ازدست نمىدهد؟ مثل این وجود بسیط.
استاد: بساطتش را هم ازدست نمىدهد.
تلمیذ: خب دراینصورت چرا از یک طرف میگوییم که ذات حق، عین اشیاء است یااینکه نه مىگوییم که اشیاء عین ذات نیست؟ در روح مجرد یک جایى تقریرى مرحوم علامه دارند مىفرمایند که ذات حق مساوق با اشیاء نیست اما درعینحال تمثیل... در این فرمایش مىفرمایند که ولى عینیت از این جنبه است عینیت به معناى عینیت معلول با علت است خب علت هم همان معلول است فرقی نمیکند، چرا یکطرفه مورد قضاوت باشد، دوطرفه بگوییم که عینیت است چون بنابر مطلب حضرتعالى وقتى بگوییم که چیزى ازدست نمىدهد معلول همان علت است!
استاد: بله.
تلمیذ: ما فقط اینجا از یک طرف میآییم عینیت را اثبات میکنیم چرا از دو طرف اثبات نمىکنیم؟!
استاد: نه، معلول از این نظر است که جنبۀ ترتب دارد و خود این جنبۀ ترتب باعث اضعفیت آن حیثیت علّى در معلول مىشود و همۀ اینها از آنجا پیدا مىشود.
تلمیذ: اضعفیت یعنى چه؟
استاد: ببینید شما الآن یک وجودى هستید و این وجود شما داراى مراتب مختلفۀ تعیّن خارجى است. اولاً آنچه که بهحسب ظاهر مشاهده مىشود سر، دست، پا، گردن و این خصوصیات جسمیهاى است که اینها به چشم مىآید این یک مسئله است. بعد وقتى که نگاه مىکنیم مىبینیم که خب این وجود داراى یک جهات دیگرى هم هست که آن جهات به چشم نمىآید ولکن قاعدتاً باید باشد یعنى در ملاحظۀ با سایر جهات؛ در ملاحظۀ با چوب و سنگ و اینها مىبینیم تصرفاتى که شما مىکنید آن تصرفات را سنگ و چوب و اینها نمىکند. پس یک چیز دیگر اینجا هست که آن از چشم مخفى است ولى از عقل و ذهن و ارتباط مخفى نیست! آن عبارت از یک نفس است که آن نفس موجب تحرک و فهم و سمع است ولیکن آن نفس در این چوب و اینها نیست لذا اگر پنجاه سال صد سال هم بگذرد همینطور بسته است و کسى درش را باز نکند خودش باز نمىشود. این مسئلۀ وجود نفس یک پدیدۀ دیگرى است که این وجود دارد و انسان این را ادراک مىکند.
