اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز می‌شود و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح می‌رسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی می‌شود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوت‌های صرفاً ظاهری تأکید می‌گردد.

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

17
  • نفی مادۀ مستقل

  • تلمیذ: در این عالم ماده که شما نفى ماده مى‌فرمایید...

  • استاد: نفى ماده نمى‌کنیم بلکه نفى مادۀ مستقل مى‌کنیم! مادۀ درقبال نفس وجود دارد منتها اسمش را که ماده مى‌گذاریم به‌خاطر اختلافش با اوست؛ یعنى ماده‌اى که این ماده به قول مرحوم آخوند بى‌بها است و داراى شرور و ظلمت است، ما این عنوان را برمى‌داریم و مى‌گوییم که ماده داراى شر و ظلمت نیست. ماده داراى نورانیت است منتها نورانیت او ضعیف‌تر است از نورانیتى که در آن مراتب [بالاتر است]‌.

  • تلمیذ: چرا ضعیف‌تر است؟ من کارى به حاجی ندارم من به فرمایش و مبناى حضرت‌عالى کار دارم. فرمودید که در عین اینکه ماده است مجرد است و در عین اینکه مجرد است صفات تجرد را هم دارد. خب اینکه صفات تجرد را دارد چطور مى‌توانیم بگوییم که این درعین‌حال که تمام صفات و اوصاف و بساطت وجود در اینجا مفروض است درعین‌حال هم می‌گوییم که أضعف است؟!

  • استاد: ببینید خود تجرد را که بخواهیم تفسیر کنیم ما را به اینجا مى‌رساند. اصلاً معناى تجرد یک معنایى نیست که شما الآن در ذهنتان هست که آن شیء‌ مجرد یک امرى است که با ماده منافات دارد و یک مسئلۀ جدایى در یک عالم دیگر است و ما فقط به او فکر مى‌کنیم و به این ماده به نظر دیگر نگاه مى‌کنیم. این‌ مسئلۀ مجرد نیست بلکه مسئلۀ تجرد یک حقیقتى است که آن حقیقت خود را مى‌تواند به صور مختلف دربیاورد. اینکه مى‌تواند به صور مختلف دربیاید، به این معنا است که در عین اینکه آن هویت ذاتیۀ خود را نگاه مى‌دارد ـ بارها من گفتم ـ ازدست نمى‌دهد که به‌صورت دیگر دربیاید. الآن شما این کتابى را که دارید مى‌بینید این هویت اولیه را ازدست داده است. هویت اولیۀ این چه بوده است؟ درخت بوده آن‌هم در برزیل، این درختى که در برزیل بود الآن دیگر نیست و آن را ارّه کردند و بریدند، بعد آن را به کارخانه منتقل کردند، چوبش را برداشتند تخمیر کردند و روى یک تنۀ درخت تمام اینها را عوض کردند. الآن شما دارید این را کتاب مى‌بینید پس این الآن درخت در برزیل نبود، در برزیل یک وقتى یک درختى بود و این درخت مربوط به پنجاه سال پیش بوده حالا من نمى‌دانم این کتاب [برای چه سالی است] پنجاه سال پیش یک‌تنه این‌قدر [بزرگ] داشته است بعد این دیگر الآن وجود ندارد و الآن‌ جاى آن درخت چمن کاشتند یا فرض کنید که الآن دیگر به‌طورکلی مضمحل شده است. آن از این صورت به این صورت به این صورت تبدیل شد و صورت قبلى را ازدست داد. الآن این درخت است؟ نه بابا کتاب است! شما دارید کتاب مى‌خوانید. یکى‌یکى [صورت‌های قبلی را] ازدست داد تا الآن در مقابل شما به این کیفیت قرار گرفته است. صحبت من این است که در این سیرى که تا اینجا انجام شد و شما هم به چشمتان دیدید که این قبلاً درخت بود. اگر این کتابى که الآن در مقابل حضرت‌عالى هست و وقتى که مى‌خواهید مطالعه بفرمایید در را مى‌بندید تا کسى بالا نیاید و ذهنتان به‌هیچ‌وجه [جای دیگر نرود] و چنان در این اسفار فروبروید که هیچ کسى حتى اهل‌بیت نتواند شما را دربیاورد و مى‌گویید که بگذار مطالعه‌ام را بکنم کنار برو و خلاصه ما را از این مطالب دور نکن، درقبال این کتاب یک عکس هم کنارش بگذارند و بگویند که آقا این کتابى که دارید مى‌خوانید این درخت در جنگل‌هاى برزیل بوده است. می‌گویید که اِ عجب پس من الآن چه دارم مى‌خوانم؟! اینکه من می‌خوانم چه بوده است؟! حالا برفرض که مرکّبش آن نبوده و از یک ماده‌اى است که در فلان‌جا بوده باشد اما آن ماده این بوده است، این چیست؟ این حروف چیست؟ این دوتا را کنار هم مى‌گذارم آن‌وقت شما این سیرى که طى شده ببینید که چه بر سرش آمده تا الآن در روى میز شما این قرار گرفته است! آن که در همۀ اینها بوده آن چه بوده است؟ این است.