اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز می‌شود و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح می‌رسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی می‌شود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوت‌های صرفاً ظاهری تأکید می‌گردد.

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

18
  • این را شما در مورد مجرد بیاورید یعنی این یک مثال براى مجرد است. آن‌وقت دیگر معلوم مى‌شود نه ماده‌اى هست و نه... ماده هست! نه به این تعریفى که مى‌شود که از روح جدا مى‌کنند بلکه یک حقیقتى است که در همۀ صور سریان و جریان دارد و در همه‌جا هست. وقتى که در همه‌جا هست آن نور وجود همه‌جا هست دیگر ظلمتش کجا بود جناب شیخنا؟!

  • تلمیذ: ما به ظلمت آن کارى نداریم ما به عینیت کار داریم‌.

  • استاد: عینیت هم هست آن عینیت مختلف است. آن عینیت را حفظ مى‌کند. شما الآن نمى‌بینید. شما که آن صورت درخت را الآن دارید مى‌بینید نمى‌توانید آن را در این ببینید. بله، این قبلاً بوده ولى اگر چشمتان باز شود یک طناب مى‌بینید که این طناب الآن وجود دارد.

  • تلمیذ: در روح مجرد دیشب داشتم نگاه مى‌کردم یاد فرمایشات شما افتادم.‌

  • استاد: البته نسبت به روح مجرد باید عرائض بفرمایید! هرچه هست آن است حالا ما با فهم ناقص خودمان یک چیزى این وسط می‌گوییم. البته در این‌گونه مطالب همان‌طور‌ى‌که مى‌فرمایید بله یک مسائلى هست که خود من دارم روى آن تحقیق مى‌کنم. یک حواشى دارم نسبت به کتاب توحید علمى ‌و عینى آقا انجام مى‌دهم. إن‌شاءالله تکمیل بشود. حتى مرحوم علامه طباطبائى هم همین‌طور. اول از تعلیقات شروع کردم بعد بیایم سر خود متنِ خود همان عَلَمِین. خب إن‌شاءالله دیگر.

  • تلمیذ: یک مکاشفه‌اى را خیلى سال پیش بود نقل کردید از یکى از دوستان در جلد یک اسفار که یک شخصی اجسامی را می‌دیده؛ مثلاً یک دانه برنج را یک قسمتش را نورانی می‌دیده .....

  • استاد: نه منافاتى ندارد. ببینید دو حیثیت است. یک حیثیت که گفت:

  • همه‌جا مى‌نگرم نور رخت جلوه‌گر است.

  • اگر او مى‌دیده همۀ آن برنج را در نور مى‌دیده. نور دوم همان نور شدت و ضعف و صفات مختلفى است که عارض مى‌شود. آن‌وقت آن قضیۀ دوم ‌اینجا فرق مى‌کند. عالم تکلیف براى دومى ‌مى‌آید نه براى اوّلى. اوّلى نه، همه یکى هستند و در حقیقت توحید همه منغمر هستند و همه در آنجا فانى هستند؛ ﴿أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ﴾ همه گفتند: ﴿بَلَىٰ﴾1 ولى اینجا که جنبۀ تکلیف مى‌آید یکى شمر و یزید مى‌شود و یکى هم امام حسین علیه‌السّلام مى‌شود. دیگر غرب‌نامۀ مثنوى و مولانا هم اینجا هست. بله این درست است ولى خب به دو حیثیت فرق مى‌کند. لذا فرق عارف هم همین است عارف دو نظرۀ مختلف دارد این مسئله را من بارها عرض کردم‌.

    1. . سوره اعراف (7) آیه 172.
      ترجمه: «آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی.» (محقق)