اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز می‌شود و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح می‌رسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی می‌شود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوت‌های صرفاً ظاهری تأکید می‌گردد.

کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی

6
  • خدا واقعاً به آدم رحم کند که آدم آن‌طرف نیفتد اگر آن‌طرف بیفتد، و ﴿خَتَمَ ٱللَهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾1 باشد آن‌وقت مثل آن سوسمار مى‌شود که دیگر هیچ کاری نمى‌شود با او کرد و هیچ نوعی نمى‌شود برخورد کرد.

  • تلاش برای نپذیرفتن حق!

  • خیلى مسئله مسئلۀ عجیبى است! خیلى عجیب است؛ یعنى تمام 24 ساعت فکر مى‌کند که حق را باطل کند اما یک دقیقه فکر نمى‌کند که حق را بگیرد! 24 ساعت این مغز را به‌کار مى‌اندازد ـ البته این مغز نیست، چیزهاى دیگر است! ـ که حق را باطل کند. این‌طرف برود، آن‌طرف برود، کتاب را باز کند، فلان حرف و نقل را پیدا کند، یک چیزى به نظرش برسد، توجیه کند، تأویل کند و رد کند 24 ساعت این را انجام مى‌دهد. این یک مرضى است! واقعاً این براى آدم یک مرضى است. خب دو دقیقه فکر کن بابا این حق را بپذیر راحت! اما این کار را نمی‌کند این خودش یک چیزى است و این‌هم براى خودش یک داستانى دارد دیگر که چطور آدم به اینجا مى‌رسد! اینها مسائلى است که آدم باید فکر بکند.

  • اهمیت بزرگان به پذیرش حق

  • یک دفعه ما خدمت مرحوم آقا سید على لواسانى رفته بودیم. ایشان آدم خیلى خوبى بود و آدم با صفا و صافى بود، خدا او را بیامرزد. باسواد هم بود. من نسبت به سوادش اطلاعى نداشتم تااینکه در اواخر زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ یک نامه‌اى از ایشان دیدم که نوشتند و متأسفانه آن نامه به ما نرسیده است. از جملۀ چیزهایى بود که من خیلى دلم مى‌خواست آن نامه را داشته باشم. ایشان یک نامه‌اى در نقد بعضى از مطالب ایشان داده بودند البته خب نقد ایشان جا نداشت ولى نامه را دیدم عالمانه نوشته شده است حالا کارى به محتوا نداریم ولى عالمانه نوشته شده و معلوم مى‌شود آدم اهل تأمل و اهل فضلى بوده است و مطالب بسیار جالبى داشت و گنجینه‌ای بود از خاطرات و تجربیاتش که ما از آن خیلی استفاده مى‌کردیم. من یادم هست مرحوم آقا هم خیلى از مطالبى که ایشان مى‌گفت را مى‌آمدند منزل مى‌نوشتند. با همۀ افراد و اشخاص بوده است. خلاصه کشکولى داشته از طُرَف و لطایف و حکایات و ازجمله مطالبى که به عرض آقایان رسید. ما یک روز خدمت ایشان بودیم و ایشان یک قضیه‌اى از مرحوم نائینى یا شخص دیگر، من در اینجا شک دارم و نمى‌توانم دقیقاً بگویم، ‌به نظرم آقا شیخ على قمّى بود که از شاگردان آخوند ملا حسینقلى همدانى بود یعنى یک چند صباحى هم پیش آخوند ملا حسینقلى همدانى بوده است، نقل کردند و مى‌گفتند که در یک صحبت فقهى که بین ایشان و آقا شیخ حسین مشکورى درمی‌گیرد ـ [آقا شیخ حسین مشکورى] در صحن در نجف نماز مى‌خواند و خیلی‌ها هم مى‌رفتند و بسیار به زهد معروف بوده است ـ و دو نظر مخالفى مطرح بود که نه این و نه آن، همدیگر را قانع نمى‌کنند و به منزل مى‌آیند. ایشان هم یعنى آقاى آقا سید على لواسانى با آن مرحوم مشکورى ارتباط داشته است. ایشان مى‌گفت که ساعت دوازده شب بود دیگر همه خوابیده بودند و من در منزل بودم در پشت‌بام بودم. یک‌دفعه دیدم در خانه را دارند مى‌زنند. ساعت دوازده شب بود و هوا خیلى گرم بود ما در پشت‌بام بودیم. مى‌گفت که این آقا شیخ حسین مشکورى از پشت‌بام پایین آمد و دم در رفت تا ببینید ساعت دوازده کیست. آمد دید که ایشان است. البته عرض کردم که دقیقاً نمى‌دانم کدام‌یک از علما بودند؛ نائینى بوده یا آقا شیخ على قمّى بوده یا کسى دیگر بوده ولى فرد معروفى بوده است.

    1. . سوره بقره(2) آیه 7. معاد شناسى، ج‌ 10، ص 265:
      «خداوند بر دل‌هاى آنان [و بر گوش آنان] مهر زده است.»‌