
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه میپردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز میشود و با نقد دیدگاههای رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه مییابد. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثالهای عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس میپردازند و نشان میدهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح میرسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی میشود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوتهای صرفاً ظاهری تأکید میگردد.
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
8برگشت مسئلۀ شر و ظلمت داشتن به جنبۀ عدمیت شیء
علیٰکلّحال این کلام مرحوم آخوند براساس مسئلۀ جسمیت و اینها از یک جهت که صورت، جنبۀ عِلّى نسبت به ماده دارد کلام ایشان قابل قبول است و به هر مقدارى که صورت جنبۀ فعلیت پیدا کند بیشتر تأثیر در ماده مىگذارد و او را به جنبۀ خودش نزدیکتر مىکند، تا اینجا مطلب درست است. اما اینکه شما عنوانِ شریت و ظلمت به او مىدهید براى ما قابل قبول و پذیرش نیست. زیرا مسئلۀ شر بودن و ظلمت داشتن به جنبۀ عدمیت یک شیء برمىگردد درحالىکه در مثال جنبۀ عدمیت مدام بهواسطۀ صور نوعیۀ نورانیه و مجرده تقویت مىشود و ازبین مىرود و جنبۀ آن تجرد و آن اشتداد وجودى و نورى بر او غلبه مىکند! شما که الآن سنگ گرانیت را سفت مىبینید، سفت بودن براى او کمال نیست که دارید مىآیید مىگویید که این خوب است و محکم است و الآن چون صورت حجریت بر او غالب است، این حجریت متصلّب و مستحکم است و یک قوامى دارد و شکل دارد. نه، این نیست! این صورت حجریت الآن او را به این کیفیت درآورده است اما آیا این ممدوح است؟ آیا این صورت براى این تلبّس به آثار و صفات مختلفه به صفات مستحسنه و ارزشها، صورت ممدوحى است؟ یااینکه نه! این یک صورت مستبعدهای است که اتفاقاً جهات عدیمه در او از جهات غیرعدیمه بیشتر است و بهواسطۀ سنخیت بین علت و معلول...
جناب مرحوم آخوند مگر خود شما نمىفرمایید که باید صورت، آن ماده را به خود نزدیک کند و قابلیت او را داشته باشد؟! مادامى که ماده، سنخیت نسبیه با این صورت نوعیه برقرار نکرده است در آثار و در خصوصیات چطور مىتواند بین آن صورت و ماده ارتباط برقرار کرد؟! تا این ماده از نظر لطافت و تجرد وجودى به مرتبۀ مناسبى نرسد که صورت نامیه نمىتواند در او تأثیرگذار باشد! تا این ماده از نقطهنظر لطافت قابلیت براى این ارتباط ـ حالا حلول نمىگوییم ـ ارتباط روح و اتصال روح و اشراف روح را نداشته باشد خب این جنبۀ لحمیت و امثالذلک که نمىتواند آن قابلیت را داشته باشد.
