
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه میپردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز میشود و با نقد دیدگاههای رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه مییابد. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثالهای عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس میپردازند و نشان میدهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح میرسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی میشود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوتهای صرفاً ظاهری تأکید میگردد.
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
9مغز؛ وسیلۀ ارتباط بین روح و بدن
فلذا شما مشاهده مىکنید که از تمام اعضاى بدن، آن عضوى که با روح ارتباطش بیشتر است، مغز است و آنکه از همه دورتر است ناخن است. ناخن ارتباطش با روح کمتر است. شما ناخن را قیچى مىکنید هیچ دردتان نمىآید و بعد مو است، این مو را قیچى مىکنید ناراحت نمىشوید و بعد به بشره مىرسد که بشره باز نزدیکتر است و بعد به آن بشرۀ پایینتر مىرسد؛ لحم و بعد به استخوان تااینکه آن مَصارین1 و قلب و اینها تا به سلسلۀ اعصاب مىرسد و از همۀ اعضا به روح نزدیکتر در بدن ـ یعنی یکى ماقبل به آخر ـ آن سلسله و شبکۀ عصب است که به مجردِ برخورد شما را تحریک مىکند و متألم مىشود و همینطور مىتواند آن خصوصیات و آثار جانبى و خارجى را به خود بگیرد و به شما منتقل کند. این عصب وقتى که به مغز مىرسد آن مغز حساستر، لطیفتر، ظریفتر و از همۀ اعضا به روح نزدیکتر میشود لذا قلب از کار بیفتد شما مىتوانید با یک پمپاژى خون را بگردانید. کبد از کار بیفتد میتوانید با یک جزئی که بتواند متابولیسم را ایجاد و آنالیز کند و آن موادى را که خوردیم تجزیه و ترکیب کند و به 120 جزء تقسیم کند، کلسیم را بگیرد، یُد را بگیرد و پروتئین را همه یکىیکى جدا بکند [بهجای آن کبد] یک دستگاه بگذارید ولى بهجاى مغز نمىتوانید چیزى بیاورید که آن به روح برگردد. شما روده را مىتوانید حذف کنید. روده را جراحى مىکنند نیم مترش را برمىدارند، یک مترش را برمىدارند، بعضىها هستند برای لاغرى، اینها را برمىدارند یا یک چیزى در اینها مىزنند خب این یک مترش حذف شد، نیم مترش حذف شد، مشکلى پیش نمىآید ولى اگر مغز از کار بیفتد دیگر ارتباط روح با بدن در اینجا قطع مىشود. آنوقت شما نگاه به سلولهاى مغز کنید؛ سلولهاى مغز آسیبپذیرتر از همۀ سلولهاى بدن هستند حتى از سلولهاى عصبى هم آسیبشان بیشتر است. دقت و ظرافتشان بیشتر است. خدا نمیآید قلب را وسیلۀ ارتباط بین روح و بدن قرار بدهد بلکه مغز را قرار میدهد. فلان قسمت مربوط به حافظه است، فلان قسمتش مربوط به استعداد است، فلان قسمتش مربوط به سمع است، فلان قسمتش مربوط به دیدن و شنوایى است و همینطور قسمتهاى مختلف و خب قسمتهایی در مغز وجود دارد که هنوز ناشناخته است! این قسمت بالاى مخچه که تقریباً حدود دو سانت در دو سانت است هنوز قسمت ناشناخته است و هنوز به عمق آن پى نبردند. ولى مىگویند که مرکز حساسى است که خود آن مىتواند تمام مغز را کنترل کند. این ارتباط بین سلول و [روح] شما مىبینید که دقیقتر است، لذا از همۀ جهات این محافظتش بیشتر است. یک پردهای روى این مغز افتاده که این را محفوظ نگه دارد. چهار رگ از قلب به مغز مىرود براى اینکه بیشتر بتواند کنترل کند. چهار دقیقه اگر خون نرسد سلولها از کار مىافتند. تمام این شاکلۀ بدن [آماده] شده براى اینکه آن رقیقترین و عمیقترین خون و اولین خونى که تصفیه شده و از ریه در قلب آمده، اول باید به مغز برسد بعد به سایر اعضاى بدن برسد.
- . لغتنامه دهخدا: «مصارین: جمع مصیر، به معنی روده.»
