اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

نقش مکاشفات در استنباط احکام و تشخیص حقایق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر می‌کند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح می‌دهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

8
  • ما الآن مشاهده مى‌کنیم و این مطالب را مى‌بینیم وقتى که نفس انسان بر یک‌ واقعیتى به‌خاطر خواست انسان شکل مى‌گیرد، مى‌آید و این مسائلى را که باید بر آن اساس در این دنیا حرکت کند آنها را به حساب خودش درست مى‌کند و دلیل مى‌آورد. تا دیروز این‌گونه استدلال مى‌کرد، آن استدلال که جایى نرفته و کتاب که ازبین نرفته و کتاب جدید هم هنوز نیامده است، چطور شد تا دیروز شما این‌گونه استدلال مى‌کردید و دلیل مى‌آوردید و مطلب را اثبات مى‌کردید ولى امروز مسئله فرق مى‌کند و به کیفیت و شکل دیگرى درمى‌آید؟!

  • یکى از افراد که پزشک بود به من مى‌گفت که یکى از آقایان به من مى‌گفت که پیوند قرنیه و این حرف‌ها صحیح نیست و اینها همه اشکال دارد و چشم افراد هم اگر کور بشود خب کور بشود! این پیوند قرنیه کردن و درآوردن و نگه داشتن و در بانک‌های کذا محفوظ داشتن همه خلاف است و خواست خدا باید انجام بشود و باید شخص حالا به این کیفیت کور بشود و استدلال بر این قضیه مى‌آورد خب الآن نفس استدلال مى‌کند. شاید هم به حساب خودش راست بگوید یعنى به حساب خودش وقتى دارد به ادله نگاه مى‌کند که فرض کنید براى یک مؤمنى جنبۀ مثله کردن دارد حرام است و وقتى که این‌طور باشد بنابراین دفن همۀ اجزاى میت واجب است و خارج کردن بعضى از اجزا، حالا اگر نگوییم که موجب وهن است و موجب هتک حرمت است و اینها ولیکن با این حکم وجوب شرعى دفن اجزا حتى داریم که یک استخوانى اگر بیرون افتاده باشد واجب است که آن استخوان را حالا یا در آن قبر یا در جاى دیگر دفن کرد و حتى اگر نبش قبر هم نشود باید در جاى دیگر دفن شود بنابراین همۀ اجزا همین است قرنیه هم یکى از آنها است کلیه هم یکى از آنهاست و کبد هم یکى از آنهاست و امثال‌ذلک. ادله براى وجوب دفن اجزا و عدم اهانت این را می‌گویند حالا برفرض هم که نگوییم اهانت در اینجا باشد بر فرض این حکم تداوى ثانوى بیاید بر مسئله غلبه داشته باشد و آن عنوان اهانت و وهن را بردارد ولى از نظر وجوب دفن به جاى خودش محفوظ است و همین‌طور مثله کردن [ایراد دارد].