
لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت
نقش مکاشفات در استنباط احکام و تشخیص حقایق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه میپردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر میکند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح میدهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید میکنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.
لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت
9لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت
او به این کیفیت مسئله را بیان و طرح مىکند. چرا مسئله را به این نحو طرح مىکند؟! ادله که سر جایش هست و روایات هم که سر جایش است، آنچه را که بایستى نسبت به این مسئله در کتب آورده باشد و بنا و اقتضاى اجتهاد و استنباط باید باشد که اینها سر جایش هست و اینها همه هست. اینکه من از ترتیب این مقدمات اینگونه نتیجه مىگیرم بهخاطر چیست؟ اینجا جایى است که بزرگان مىفرمودند: نفس مجتهد باید متصل به ملکوت باشد تا بتواند فتوا بدهد، برای این قضیه است. درست است که روایات و ادله و اینها همه در جاى خودش محفوظ است وسائل الشیعة و مستدرک و جامع الأحادیث و امثالذلک داریم یا از کتب قدیمه داریم روایات امام علیهالسّلام داریم بیان فقهاء داریم همۀ اینها را داریم ولى آن کسى که مىخواهد فتوا بدهد آن کسى است که مىخواهد اینها را سرهم قرار بدهد و در کنار هم قرار بدهد، آجر و سیمان و آهک و تیرآهن زیاد است ولى آن کسى که این آجرها را در کنار هم قرار مىدهد آن چه بنّایى است؟! یکى آجر را اینطور قرار مىدهد و یکى اینطور قرار مىدهد، یکی هم اینطور قرار میدهد که با یک زلزله مىریزد! مشکل از آجر نیست بلکه اشکال از ترکیبدهندۀ این آجرها و این ملاتها و این کیفیت ساختمانى است که باید مطابق با استانداردهایى که در آنجا قرار دارد انجام بشود.
حیات ابدی و ازلی کلام معصومین علیهمالسّلام
[مطلب] این مسئله است. روایت امام صادق علیهالسلام هست؛ روایت امام صادق علیهالسلام هم [نهتنها] تا روز قیامت ابدیت دارد بلکه تا آنطرف قیامت هم روایت امام صادق مىرود و کلام امام صادق ازلاً و ابداً به حیاتِ خودِ ولایت حیات دارد، آنهم هست ولى آن کسى که از این روایت مىخواهد بهره بگیرد آن کیست؟! لذا همین فرد را مىبینید که وقتى ابتدئاً به افراد نگاه مىکند چون هنوز درد حرمان را نچشیده ـ قضیه این است ـ هنوز ادراک فقدان در او محقق نشده مىگوید که پیوند قرنیه حرام است و اشکال دارد و حرام است که یک جزء مؤمنی را شما بردارید نگاه دارید بدون اینکه دفن بکنید و [نمیشود] در بانکى نگه دارید براى اینکه کسى که در خیابان راه مىرود و یک شاخه در چشمش مىرود و این قرنیهاش پاره مىشود و مىگویند که بایستى عوض بشود و اگر نشود کور است! این شخص احساس فقدان و کورى در وجود او منتفى است. حالا که منتفى است بنابراین همه چیز آرام است و همه چیز بدون واقع، به روایات نگاه مىکنیم مطابق با روایات میگوییم که دفن اجزاء میت واجب است و باید دفن بشود و نگه داشتنش حرام است پس پیوند زدن حرام مىشود.
