اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر می‌کند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح می‌دهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر می‌کند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح می‌دهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

11
  • دین موجب آرامش و سکونت

  • ببینید دین وجود آدم را به‌هم نمى‌ریزد! دین مى‌آید براى انسان آرامش مى‌آورد! دین براى انسان سکونت مى‌آورد نه‌اینکه بیاید تمام هستى انسان را به‌هم بریزد و مغز انسان را متلاشى کند و وجود انسان را تخریب بکند. مى‌آید و آن وقایع خارجیه را به‌صورت صحیح در انسان به‌عنوان یک پدیدۀ خارجى نشان مى‌دهد و انسان را نسبت به آنها آرام و مطمئن مى‌کند و براى انسان آن واقعیتش را مى‌نمایاند. این حقیقت دین است این واقعیت دین است! خیلى قضیه و مسئلۀ دقیقى است!

  • یعنى اینجا جایى است که دیگر «اهرُب مِنَ الفُتیا هَرَبَکَ مِنَ الاسَدِ»1 پیدا مى‌شود و در اینجا براى انسان روشن مى‌شود که چرا امام صادق این را فرمودند. بابا! امام صادق یک چیزى مى‌فهمید که این «اهرُب مِنَ الفُتیا هَرَبَکَ مِنَ الاسَدِ» را گفت! حالا در هر کیفى پانزده‌تا رساله وجود دارد! ماشاءالله! ماشاءالله! آن امام صادق احساس مى‌کرد، تو که بین دو حالت، دو فتواى مخالف مى‌گویى به درد فتوا دادن نمى‌خورى! بعد [آن شخص] نشست و فکر کرد و با فکر کردن و اینها ـ حالا این آقا این‌طوری بود ـ فتوایش را تغییر داد یا باید بچه‌اش کور بشود! فتوا را مى‌گذریم پى کارش برود! یا على!‌ بگذار چشم بچه‌ام درست بشود گرچه او هنوز روى مبنایش بود و این‌طور نبود که مبنایش عوض بشود چون اینها که این‌طوری عوض نمى‌شود خیلى کار دارد و دم شتر به زمین مى‌رسد تا [فتوای] یکى بتواند به یک نحوه و به یک کیفیت دیگرى عوض بشود.

  • اینکه الآن فتوایش عوض شد به‌خاطر بچه‌اش بود و اگر همان موقع که گفت: باشد و درست است، همان موقع مى‌گفتند که آقا بچۀ تو خوب شد؛ بدون اینکه نیازى به عمل باشد بچۀ تو خوب شد [می‌گفت که] نکنید و این حرام است! چون باطن تغییر نکرده با تغییر این باطن آن سر جاى اول برمى‌گردد پس معلوم مى‌شود این دوامش به داوم منشأ است و دوامش به حصول به ملاک و مناط نیست. نه آنجا نبوده است. این حرف‌ها چیست؟! با این چیزها که براى کسى این مسائل پیدا نمى‌شود!

    1. . بحار الأنوار، ج ۲، ص ۲6۰.
/ 0