اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر می‌کند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح می‌دهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر می‌کند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح می‌دهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت

16
  • آن بزرگ گفت که خیلى خب حضرت فرستاده؟! گفت: بله، گفت که هرچه دارى بده بیاید! نتوانست! مگر حضرت تو را اینجا نفرستاده است؟! فرستاد دیگر! شمارۀ خانه هم معلوم است پلاک معلوم است درِ خانه معلوم است! بنده هم معلوم است که چه کسى هستم! بابایم هم مشخص است! شناسنامۀ من هم این است! اگر حضرت فرستاده است دیگر به تو چه ربطى دارد که حالا من چه مى‌گویم و چه حکم مى‌کنم؟! نتوانست بدهد! گفت که برو! پس این اصلاً مکاشفه نبوده است.

  • در آن مجلس [مطلب] طوری روشن شد که شخص اصلاً خیس عرق شد و مشخص شد که خواست به این نحو ...، نه اینها بنایشان این نیست که مچ باز کنند [می‌خواهند] بفهمانند که بابا این‌همه راه آمدى حقیقت چیز دیگرى است! این یکى از آنها است! همین‌که خودت دارى می‌گویی، من که [از خودم] درنیاوردم خودت گفتى: من را اینجا و به این نشانى فرستادند، بسیار خب حالا که فرستادند پس ردش کن بیاید؛ آنچه که دارى رد کن بیاید! تو که نمى‌توانى رد کنى پس کسى که فرستاده او این‌طور نبوده و مسئله به این کیفیت نبوده، بلکه آنچه بوده واقعیت خودت بوده است.

  • بعد وقتى که او رفت یکى از افراد مجلس سؤال کرد و گفت که آقا شاید مکاشفۀ او درست بوده و حضرت خواستند به او بفهمانند، ایشان فرمودند که نه‌خیر، چون این افراد قابلیت براى رسیدن را ندارند امام آنها را به این کیفیت هدایت نمى‌کند! این نکته نکته است! یعنى امام از اول فرد را در همان محدوده‌ای هدایت مى‌کند که بتواند برود و این امکان ندارد ازدست بدهد پس این مکاشفه نبوده است! از طرف امام نبود! این را چه کسى مى‌فهمد؟! شما تا قیامت فکر کنید به این نمى‌رسید! این را او مى‌فهمد؛ آن که خودش از همۀ ما فیها خبر دارد آن مى‌داند که راه امام چیست و ارشاد امام علیه‌السّلام چگونه است و کیفیت هدایت امام علیه‌السلام چگونه است و با هر کسى «إنّا مَعاشِرَ الأنبیاءِ أُمِرنا أن نُکَلِّمَ النّاسَ عَلَى قَدرِ عُقولِهِم»1 به آن مقدار هست و این مسئله در مورد تربیت بزرگان هم هست لذا هر چیزى را که مشاهده مى‌کنید خیال نکنید آخر قضیه است. نه:‌

    1. . المحاسن، ج ۱، ص ۱۹5.
/ 260