
لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت
نقش مکاشفات در استنباط احکام و تشخیص حقایق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه میپردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر میکند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح میدهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید میکنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.
لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» و کیفیت اتصال نفس انسان به حقایق عینیه میپردازند. بحث با نقد رفتارهای متناقض برخی مدعیان در مواجهه با احکام شرعی و جهاد آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چرا فتواهای یک فرد در شرایط مختلف تغییر میکند. ایشان با تفکیک میان «رؤیت ظاهری» و «مکاشفات نفسانی»، توضیح میدهند که بسیاری از ادعاهای رؤیت، حاصلِ اتحاد مثال متصل با مثال منفصل در ذهن رائى است و نه یک واقعه خارجی. در نهایت، ایشان تأکید میکنند که مجتهد برای صدور فتوا، نیازمند اتصال نفس به عالم ملکوت است تا بتواند ملاکات واقعی را از خلقیات نفسانی تشخیص دهد؛ چرا که دین برای ایجاد آرامش و سکونت است، نه تخریب هستی انسان و ایجاد تناقض در احکام الهی.
لزوم اتصال نفس مجتهد به ملکوت
20یکدفعه این رفیق عزیزمان آقاى دکتر خوارزمى [پشت در اتاقمان آمده بود]. ایشان آن موقع رئیس بیمارستان قائم بود. فردا گفت که فلانى خوب مىخوانى؟! گفتم: چطور؟! گفت که مگر دیشب نمىخواندى؟! گفتم: شما از کجا فهمیدید؟! گفت: من نیم ساعت پشت در ایستاده بودم! من دیشب نیمۀ شب برای دیدن آقا آمدم مىگفت که دیدم در بسته است و اگر بیایم قطع مىکنى! لذا نیم ساعت ایستاده بودم! خودش و نرسها1 دیگر صداى أنکر الأصوات ما را داشتند گوش مىکردند! آنجا مرحوم آقا فرمودند که آقاى حداد به من فرمودند:
مرحوم قاضى هشت بار مثنوى را از اول تا آخر مطالعه کردند و هر بار معناى جدیدى غیر از آن معناى قبل براى ایشان منکشف شد!
آنوقت مىگویند که این مثنوى نمىفهمد! واقعاً آدم نمىداند که چه بگوید! مىگویند که این مثنوى نمىفهمد! این مولانا دیوانه است! این مثنوى حرفهایش متناقض است! این مولانا سنّى است این مثنوى وحدت وجودى است! عزیز من! این حرفهایی که تو مىزنى را اقلاً جلوى مردم نگو! برو در اتاق بنشین، در را هم ببند که صدایت از آن در بیرون نرود برای اینکه بر تو نخندند، همچون خنده بر اطفال! آنوقت آقاى حداد باید از میان اینهمه قضایا این قضیه را انتخاب کند؛
روستایی گاو در آخور ببست *** شیر گاوش خورد و بر جایش نشست * * *
حق همیگوید که ای مغرور کور *** نه ز نامم پاره پاره گشت طور از اسم من کوه پاره پاره مىشود! آنوقت در اینجا غرور دنیا تو را گرفته و چشمان تو را بسته و نمىگذارد که آن حقیقت توحیدى بر تو تجلّى کند! اگر آن بفهمد که اینکه الآن دارد دست مىکشد شیر است زهرهاش مىترکد!
گفت شیر ار روشنی افزون شدی *** زهرهاش بدریدی و دل خون شدی2 این خیال مىکند که [گاو است] آن هم هیچ چیز نمىگوید و صدایش را درنمىآورد دست به دمش مىکشد خیال مىکند دم گاو است به سرش دست مىکشد خیال مىکند سر گاو است تا کمکم کمکم آشنا که مىشود شبهه در او پیدا مىشود که قضیه چیست! نکند حالا یک حیوان دیگر است و یک چیز دیگر است؟! این نفس که کمکم براى پذیرش پدیدۀ جدید آماده شد آن موقع صبح مىشود و نور از این شیشه وارد طویله مىشود و چشمش مىافتد و میبینید که عجب! این شیر بوده است که از دیشب تا حالا به این دست مىزده است، و این به این نحوه برخورد میکرد و اگر از آن اول یکدفعه [میفهمید] چه مىشد؟! قالب تهى مىکرد! آنوقت در اینجا ایشان مىخواهند بفرمایند که من در اینجا این هستم و ما در اینجا این شیر هستیم و کسى که در اینجا مىآید خلاصه باید همۀ وجود و همه چیزش را ازدست بدهد و ازبین ببرد إنشاءالله!
- . Nurse: پرستار. (محقق)
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر دوم، ص 118.
